ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٢ - ترجمهء خطبهء صد و پنجاه و يكم
تا ص ٦٧ و از ص ٢٨٤ تا ص ٢٩٣ و مجلد يازدهم از ص ١٥٣ تا ص ١٦٧ و مجلد دوازدهم ص ١٣ و ١٤ و مجلد سيزدهم ص ٢٧٦ و ٢٧٧ و مجلد پانزدهم از ص ١٩ تا ص ٢١ و مجلد هفدهم از ص ٩ و ص ١١ و ١٢ و از ص ١٢ تا ص ٨٠ و از ص ٩٦ تا ص ٩٩ و مجلد هيجدهم از ص ٥٢ تا ص ٥٨ و ص ١٩٧ و از ص ٢٠٧ تا ص ٢١١ و از ص ٢٩٦ تا ص ٢٩٨ و مجلد نوزدهم از ص ٣ تا ص ٥٧ . از جملهء « و يستذلون الحكيم » اثبات مى شود كه در جاهليت حكمايى وجود داشته و در ميان مردم بودهاند ، ولى جهالت و حماقت مردم ، آنان را پست و بىمقدار مى نمود . عده اى از شخصيتها در آن دوران بعنوان حكماء بودهاند مانند قس بن ساعده ايادى ، اكثم بن صيفى سيف بن ذى يزن حميرى ، لبيد بن ربيعهء عامرى ، البهاء زهير . از قس بن ساعده ايادى خطبههاى پر محتوايى نقل شده است . اگر چه در آن روزگار تاريك ، حكمت و حكماء و خرد و خردمندان در جامعه ، بيگانه از مردم زندگى مى كردند ولى آن مردم تضاد آشكار و ستيزه گرى با آنان نداشتند ، نهايت امر ، همان گونه كه امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد : بجهت بىاعتنايى و جهل در بارهء انسانهاى رشد يافته و حكماء ، آنان را پست و خوار مى شمردند ، ولى در جاهليت روزگار ما ، بدانجهت كه هدف و ملاك زندگى سلطه گران خودكامه و اقوياى منفعت پرست و ضرر بار ، جز متورّم ساختن خود حيوانى چيز ديگرى نمى باشد ، لذا براى رسيدن به اين هدف شوم و ضد انسانى ، آمادهء محو و نابود كردن هر انسان رشد يافته و حكيم و خردمند و فداكار مى باشند . تصور درجهء شقاوت و ضد بشر بودن برخى از اين خودكامگان براى مغز انسانهاى معتدل ، امكانناپذير و براى انسانشناسانى كه اطلاعى از عظمت و خصائص روحى اولاد آدم دارند ، شكنجه آور و موجب زجر كشنده است . ١٥ ، ٢٠ - ثمّ إنّكم معشر العرب أغراض بلايا قد اقتربت ، فاتّقوا سكرات النّعمة ، و أحذروا بوائق النّقمة ، و تثبّتوا فى قتام العشوة ، و اعوجاج الفتنة عند طلوع جنينها ، و ظهور كمينها ،