ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - آيت اللَّه خوانسارى و نماز استسقاء
حقيقت و ايمانى كه اسلام را زنده ساخته قوت اسلام را بمردم جهان نمايش دادى .
كافى است براى قبول اين گونه گرفتاريها ، به داستان بسيار مختصرى از مشهورترين فيزيكدان قرن معاصر توجه شود . « در سال ١٩٤٩ اينشتين در بارهء ملاقات خود با يكى از سران آمريكايى چنين نوشت : « اخيراً با يكى از شخصيتهاى باهوش آمريكايى كه به صورت ظاهر مردى صاحب حسن نيت بود ، مذاكره مى كردم و به او تذكر دادم كه خطر جنگ جديدى بشريت را تهديد مى كند و اگر چنين جنگى درگيرد ، احتمالا نوع بشر منهدم خواهد گشت . و فقط تشكيلاتى كه ما فوق ملتها باشد ، مى تواند از چنين خطرى جلوگيرى كند . اما با نهايت تعجب مشاهده كردم كه مخاطب من چنين جواب داد : « به چه دليل شما تا اين اندازه مخالف با انهدام نوع بشر مى باشيد » [ اگر عبارات بعدى متفكر مزبور را در تفسير پاسخ مخاطبش مورد دقت قرار بدهيم ، خواهيم ديد كه حتى ممكن است حتى يكى از بزرگترين عللى كه مخاطب را وادار به چنين پاسخ حيرتانگيزى كرده است ، همان فرسودگى حيات بشرى است كه نتيجه و يا عكس العمل قطعى جرمها و جنايات و بطور عام نتيجه يا عكس العمل گناهانى است كه بشر با كمال بىاعتنايى و به انگيزگى لذت پرستى و خودكامگى مرتكب آنها گشته است . متفكر مزبور ( اينشتين ) مى گويد : « چنين جواب تند و صريحى از رنج درونى و بدبختى آشكارى حكايت مى كند كه مولود جهان امروز است . اين جواب بنظر من جواب كسى است كه كوشش بسيار كرده است تا تعادلى در وجود خويش ايجاد كند ، ولى توفيق نيافته است ، و حتى اميد توفيق را هم از دست داده است . اين جواب بيان انزوايى دردناك است كه همهء افراد بشر امروزه از آن رنج مى برند . » ] [١] آيا ابتلاء و ناگوارى و بسته شدن راه خيرات و نابود شدن اميدها و آرزوها بالاتر از اين قابل تصور است كه بشر امروزى خود را در يك بنبست غير قابل گشايش ببيند آيا سختتر از اين نتائج نابود كننده براى گناهان
[١] زندگى اينشتين - فيليپ فرانك ترجمهء آقاى حسن صفارى ص ٥٤١ و ٥٤٢