ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٣ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
نمى توانيد از پشت عينك ، يعنى ايدئولوژى ، حجابى از واژهها ، اميدها و ترسها آن را به روشنى ببينيد » نويسنده اگر كمى دقت مى كرد مى توانست حساسيت و آلرژى خود را به حقايق اصيل و لو براى چند لحظه كنار بگذارد ، و براى يك بار هم كه شده وجدان خود را سركوب نكند و ببيند - اگر چه همه ايدئولوژىها و واژهها بر حق و مبتنى بر واقعيتها نيستند ، ولى انكار هر ايدئولوژى و هر واژه اى هم كه وجود خود شما و تفكرات شما را توجيه و تفسير مى نمايد ، به هيچ منطق و علمى مستند نيست . آيا ايدئولوژىهاى مثبت نيستند كه اصول اساسى حق حيات شايسته را با لوازم آن و حق كرامت و شرف انسانى را با لوازم آن ، و حق و آزادى مسئولانه را با لوازم آن و حق تعليم و تربيت را با لوازم آن و حق مساوات در برابر قوانين را با لوازم آن ، اثبات و پيروى از آنها را براى همگان توصيه مى كنند چرا خلاف واقع مى گوييد اگر واژهها از اعتبار بيفتند ، مردم سخنان شما را با كدامين واژهها بفهمند مى گويد : « اميدها و ترسها » آقاى نويسنده تو اگر بجاى شطرنجبازى با كلمات و واژهها ، در حقيقت حيات انسانى مى انديشيدى ، آن وقت ترديدى نداشتى كه پديدههاى مزبور روانى ، با نظر به اختلاف موقعيتهاى انسانها در ارتباطات اساسى ( ارتباط انسان با خويشتن ، ارتباط انسان با جهان هستى ، ارتباط انسان با همنوعان خود ارتباط انسان با سر سلسلهء هستى ) نه تنها اميدها و ترسها را ضرورى مى سازد ، بلكه محبت و اشتياق و عشق و انجذاب به كمال و اكتشاف و اختراع و رقابتهاى سازنده و احساس برين تكليف را كه با عظمتتر از همهء عظمتها است ، ضرورى و حتمى مى نمايد ، نهايت امر اين است كه صاحبنظران و محققان انسان شناس و انسان دوست موظفند در هر جامعه و در هر دورانى با تكاپوهاى خستگىناپذير ، آن پديدهها را مورد شناخت كامل قرار داده و بشريت را در ارتباط با آنها ، تا آنجا كه ممكن است ، تأمين و تنظيم نمايند .
هفت - مى گويد : « آيا من و شما قادريم بدون هيچ نفوذ خارجى ، يا بدون هيچ ترغيب