ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٢ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
در اين عبارت هم يك مغالطه بسيار باريكى وجود دارد كه ساده لوحان بسختى مى توانند آن را تشخيص بدهند . نخست ظاهر قضيه مزبور را كه از يك جهت صحيح است ، دقت كنيد : « حقيقت زنده همان است كه شما واقعا هستيد » البته حقيقت فقط همان نيست كه من موجودم ، من زندهام ، زيرا حقايق موجود و قانونمند در اين هستى خيلى فراوانند وجود من هم يكى از آنها است خود اين مطلب حقيقتى است كه همهء فلاسفه و دانشمندان علوم انسانى آن را مى دانند و مى پذيرند و اديان الهى و فلسفههاى مثبت روى آن ، اصرار شديد و تأكيد دارند . اين همان است كه باضافهء متن اديان الهى كه همه را به شناخت و دريافت دقيق خود توصيه و تأكيد كردهاند . از سقراط به اين طرف همهء صاحبنظران شرقى و غربى آن را پذيرفته و عاليترين مطالب را در توضيح و اثبات آن مطرح كردهاند . آنچه كه منشأ مغالطه است ، اينست كه مى گويد : اين « شما واقعا » يعنى نفس ، ذات ، شخصيت و جوهر واقعى شما ، همان خشم شما ، بىرحميتان ، شورشتان ، حقارتتان ، اندوه و غم و عذابى كه در آن زندگى مى كنيد ، مى باشد بايد دقت كرد چه علتى در كار بوده است كه نويسنده نمى گويد : خشم شما ، و مقابل آن تحمل و شكيبايى شما ، بىرحمى شما و مقابل آن ترحم و مهربانى شما ، شورش شما ، و در مقابل آن آرامش شما ، حقارت شما ، و مقابل آن احساس عزت و شرف و حيثيت شما چرا نويسنده نمى گويد : اكتشافات شما ، انواع ذوقيات و مديريت شما ، استعدادهاى علمى شما ، هنرى شما ، اخلاقى شما ، اصلاح طلبى شما . . . معلوم است كه اگر مورتى در برابر پديدههاى شر و منفى انسانى نيروها و پديدهها و فعاليتها و استعدادهاى خير و مثبت انسانها را هم يادآورى مى كرد ، به هدف ترجيعبند خود كه در كتابهايش تعقيب مى كند كه همان تخليهء جمجمههاى ساده لوحان از همه چيز و سپردن آنها بدست پوچى و ارادهء قدرتپرستان خودكامه است موفق نمى گشت .
شش - دستور هميشگى و ترجيع بند مورتى باز همين جا گل مى كند و مى گويد : « شما