ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦ - كيست آن كسى كه هوى را مغلوب هدايت مى سازد
كثافت خود بسوزند و تباه شوند ، ولى چه بايد كرد كه ضرر اين ضد انسانها و اين دشمنان انسانيت ، بر جانها و شخصيتها و اصول اخلاقى و حتى بر حيات اقتصادى و سياسى و حقوقى و فرهنگى جوامع بشرى تلختر و نابود كننده تر از آن است كه حتى يك لحظه از حيات آنان قابل پذيرش باشد . همهء اين نابكارىهاى نابخردانه كه تباه كننده ترين عامل فرهنگ متعالى انسانى است ، يك طرف و وقاحت قابل پذيرش ساختن آنها براى افراد نوع انسانى بعنوان پديدههاى زندگى آزادانه از طرف ديگر ، تير خلاصى است كه همهء خردمندان صداى شليك آن را شنيدهاند .
كيست آن كسى كه هوى را مغلوب هدايت مى سازد آن كمال يافتهء الهى و تربيت و تعليم يافتهء باغبان باغ هستى است كه همهء وجدانهاى ناب بشرى به انتظار مقدم او لحظه شمارى مى كنند ، و آن بقيهء رسالت و امامت است كه براى به ثمر رساندن تلاشهاى پيشتازان ربانى ، تاريكىهاى شديدتر از ظلمات دوران جاهليت را از فضاى ننگ آلود تاريخ زدوده و طعم تاريخ انسانيت را براى مردم جوامع قابل دريافت خواهد فرمود . در اين روزگار است كه حيات انسانها جوانه مى زند و براى به ثمر رسانيدن حكمت وجودى خود ، شاخهها برگها و ميوهء خود را كه قرار گرفتن در جاذبيت كمال ربوبى است ، سرسبز و خرم مى گرداند براى همين است كه ورد زبان همهء اقوام و ملل وابسته به اديان الهى ، همواره چنين بوده است :
< شعر > منتظرم تا كه فصل دى بسر آيد باغ شود سبز و باغبان به در آيد بلبل عاشق به پاى گلبن توحيد اشك فشان باش تا دم سحر آيد بگذرد اين روزگار تلختر از زهر بار دگر روزگار چون شكر آيد < / شعر > اين انسان كامل است كه ماهيت هوى و مختصات آن را و همچنين ماهيت هدايت و لوازم و صفات آن را براى همهء آدميان مى شناساند و طرق تقويت اراده را براى مردم تعليم مى نمايد تا آنجا كه مردم حيات خود را در هدايت و كمال ببينند و مرگ خود را