ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
نيست ، و همان گونه كه از كلمهء « اجتماع » در جملهء بعدى بر مى آيد . اين زندگى ضعفاء و بينوايان است كه با دست خودخواهان سلطه گر و قدرت پرست ، زشت و هولناك شده است . البته آن زندگانى كه بسته به ارادهء بيماران قدرت و لذتجويى و سلطه گرى دارد ، بسيار زشت و هولناك است ، و بايد در فكر چاره جويى جدى و عملى عينى بود .
آقاى نويسنده اين حقيقتى است كه همهء اديان الهى و ايدئولوژىهاى انسانى ضرورت آن را گوشزد مى كنند . حال توجه فرماييد به جملات بعدى مورتى : سه - ( براى اصلاح و نيكو ساختن اين اجتماع نه به عنوان يك مفهوم روشنفكرانه و نه به عنوان يك امر واقع ، به نحوى كه ذهن ما تازه و نو و معصوم شود و بتواند به طور كلى دنياى كاملا متفاوتى را به وجود آورد . من فكر مى كنم اين مسئله وقتى اتفاق مى افتد كه هر يك از ما اين حقيقت را به رسميت بشناسيم كه همهء ما به عنوان افراد و موجودات در هر نقطه اى از جهان كه اتفاقا زندگى مى كنيم و با هر فرهنگى كه متعلق به آن هستيم ، مسئوليت تمامى جهان را به عهده داريم . ) [١] تا اينجا مطلب كاملا صحيح است ، بشرط اين كه منظور از « مسئوليت » مسئوليت نسبى باشد كه ناشى است از سهيم بودن هر يك از افراد بشرى در وضعى كه در جامعه بشرى پيش آمده است .
چهار - اكنون بايد ببينيم نويسنده چه پيشنهادى مى كند ، يعنى در اصلاح و نيكو ساختن جامعهء بشرى چه كارى مى توانيم انجام بدهيم . او مى گويد : « هر يك از ما مسئول هر جنگى هستيم كه اتفاق مى افتد ، به خاطر تمايلات تهاجمى اى كه در زندگى خود داريم ، به خاطر ملىگرايىهايمان ، خودپسندىهايمان ، خدايانمان ، تعصباتمان ، و ايده آلهايمان و نهايتا تمامى چيزهايى كه بين ما تفرقه مى اندازد مسئول هستيم » .
[١] مولوى در كتاب مثنوى مى گويد : يك انسان عامى « وقت تطهير خود كه مستحب است اين دعا ( خدايا مرا از پليديها پاك فرما ) خوانده شود ، اين دعا ( خدايا بوى بهشتى را نصيب من فرما ) را كه مستحب است در هنگام پاك كردن بينى خوانده شود مى خواند : < شعر > گفت شيخى خوب ورد آورده اى ليك سوراخ دعا گم كرده اى < / شعر >