ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
روى عمد و غرضورزى است ، خيانتى است به بنى نوع انسان و تاريخ او كه تنها ساده لوحان ناآگاه از آن ، غفلت دارند .
آرى ، بشر امروزى از فشار ماشين ناآگاه كه كليد آن در دست سوداگران خودكامهء دوران ما است ، رنج مى برد و ذهن و روان او منطق فعاليت شايسته خود را از دست داده است ، و با ناآگاهى شرمآور در فاجعهء بسيار دردناك مصرفزدگى ، ارادهء خود را تسليم سوداگران و مغز خود را تقديم امثال اين گونه نوشتههاى وارداتى و داخلى مى نمايد بديهى است كه مصلحان واقعى قطعا بايد در صدد چاره جويى بر آمده و بشريت را از اين گردنهء خطرناكى كه سوادگران زندگى و مرگ انسانها ، از آن عبور مى دهند ، نجات داده و به مسير اصلى خود وارد كنند . نه اين كه براى گسترش شهرت و جمعآورى ثروت كلان از انتشار مطالبى كه بشر گيج را گيجتر و ديوانه را ديوانه تر بسازد ، قلم بدست بگيرند و باصطلاحات و جملات فريبنده ، اصول ثابت و سازندهء او را بباد انتقاد بدهند .
دو - مى گويند : « بياييد به عنوان موجودات بشريكه در اين جهان زشت و هولناك زندگى مى كنيم ، از خويش بپرسيم كه آيا اين اجتماعى كه بر اساس رقابت ، بىرحمى و ترس پايه گذارى شده مى تواند سر انجامى نيكو داشته باشد » مغالطهء اين جملات در اينست كه نويسنده با دليلى خاص ( اگر كاملا صحيح باشد ) مى خواهد نتيجهء عام بگيرد [ و اين از نظر منطق بديهى همهء دانشها ، غلط است . ] زيرا اختلاف ناگوارى كه زندگى بشر امروزى دچار آن شده است ، همان گونه كه در بالا متذكر شديم ، معلول سوداگرى سلطه جويان خودكامه است كه حيات ماشينگونهء انسانها را به اختيار خود گرفتهاند ، و با كمال بىرحمى با شعار نابود كنندهء « منافع من چنين ايجاب مى كند » بشريت را سخت تحت فشار قرار دادهاند . اما اين كه « ما در اين جهان زشت و هولناك زندگى مى كنيم » يك مفهوم عام است كه اثبات آن به دليلى عام نيازمند است ، جهان ما زشت و هولناك