ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٠ - رنگ سرخ خون هرگز جوهر شمشير و انسانهاى رشد يافته و هدف فعاليت آن را نمى پوشاند
هر حال در مسير انجام تكاليف إلهى سپرى گردد ، خود نوعى از شهادت محسوب مى شود . همهء انبياى عظام با شهادت معمولى رخت از اين دنيا نبستهاند ، با اين حال بدان جهت كه زندگى آنان در جاذبهء ربوبى به پايان رسيده است ، مانند اينست كه شهيد از اين دنيا رفتهاند . ترك آتش بس كه امام حسن مجتبى عليه السلام با معاويه فرمود و روزگارى عمر مباركش در موقعيت آتش بس مزبور گذشت ، لازمه اش نيست كه آن فتنه و فسادى كه معاويه و پيروان او براه انداخته بودند ، مورد رضايت آن بزرگوار بوده است ، بلكه آن حضرت و پيروان راستين او شديدترين ناگواريها را در آن زمان متحمل شدند و تسليم ماكياولىهاى آن دوران ( معاويه و مگسهاى سفرههاى رنگين او ) نگشتند . اين مطلب را كه امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبه فرموده است در مورد ديگر چنين فرموده است : « أفلح من نهض بجناح أو استسلم فأراح [١] ( رستگار شد كسى كه با بال به حركت در آمد ، يا آرام شد و راحت گشت ) پس از آن جريانات و حوادث ، قضاى إلهى مدت آزمايش و فتنهها به پايان رسيد ، آن رادمردان با ايمان ، شمشيرها را كشيده و آمادهء پيكار با باطل گشتند ، ولى بينايىهاى درونى بر روى شمشيرها داشتند و به وسيلهء اوامر رهبر و واعظشان به پروردگار خود نزديك شدند .
رنگ سرخ خون هرگز جوهر شمشير و انسانهاى رشد يافته و هدف فعاليت آن را نمى پوشاند مضامين ابيات ذيل را همهء انسانها رشد يافته و حقجو و حقگرا زمزمه مى كنند :
< شعر > گفت من تيغ از پى حق مى زنم بندهء حقم نه مأمور تنم شير حقم نيستم شير هوا فعل من بر دين من باشد گوا من چو تيغم وان زننده آفتاب ما رميت اذ رميت در حراب رخت خود را من ز ره برداشتم غير حق را من عدم انگاشتم < / شعر >
[١] خطبه ٥ .