ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١٤ - من از شما جدا مى شوم و به ديدار خدايم مى روم
مى بينند و حتى در فكر آن نيستند كه معلومات و اطلاعاتى در بارهء مرگ و پس از مرگ ، بدست بياورند . اين دو گروه و امثال آنان كسانى هستند كه در بارهء زندگى و حقيقت و هدف آن نينديشيدهاند ، زيرا انديشهء راستين در بارهء زندگى بهترين آموزندهء معناى مرگ و پس از آن مى باشد - < شعر > مرگ هر يك اى پسر همرنگ اوست پيش دشمن ، دشمن و بر دوست دوست آنكه مى ترسى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسانه از وى گوشدار روى زشت تست نى رخسار مرگ جان تو همچون درخت و مرگ برگ گر بخارى خسته اى خود كشته اى ور حرير و قزدرى خود رشته اى < / شعر > گروه سوم - كسانى هستند كه مى گويند :
< شعر > اى دل ، ار سيل فنا بنياد هستى بركند چون ترا نوح است كشتيبان ز طوفان غم مخور < / شعر > حافظ < شعر > سعديا ، گر بكند سيل فنا خانهء عمر دل قوىدار كه بنياد بقاء محكم از اوست < / شعر > سعدى گروه چهارم - كه افراد آن بسيار اندكند ، مى گويند :
< شعر > در غم ما روزها بيگاه شد روزها با سوزها همراه شد روزها گر رفت گو رو باك نيست تو بمان اى آنكه جز تو پاك نيست < / شعر > مولوى البته بديهى است كه سخن گروه چهارم با معنىتر از سخن گروه سوم است كه اصلًا بقاى خود را در برابر وجود و بقاى خداوندى در نظر نمى آورد . در قلهء اعلاى معرفت انبياء و اولياء قرار گرفتهاند كه فرزند ابي طالب عليه السلام بعنوان نمونهء تمام عيار آنان چنين مى فرمايد كه : من شما را وداع مى گويم و به انتظار ديدار خدايم مى نشينم .