ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٧ - دومين ريشهء ثابت و اساسى اخلاق از وجدان ناب بشرى سرچشمه مى گيرد
مى سازد در آن به وجود بياورد ، قطعى است كه چنين شخصيتى در هر گونه گرفتاريها و ناگواريهاى زندگى هم غوطه ور شود ، به كمترين انقباض و گرفتگى روانى دچار نخواهد گشت . ( أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) [١] ( آگاه باشيد ، قطعى است كه براى اولياى خداوندى نه ترسى وجود دارد و نه آنان اندوهگين مى شوند . ) همچنين همهء احكام فقهى و قضاياى اخلاقى دين إلهى ، هدفى جز ابتهاج و شكفتن شخصيت آدمى در مسير « حيات معقول » ندارد . آيا هدف اخلاق فاضله جز همين است كه شخصيت آدمى را با همهء استعدادهاى مثبت وى شكوفا بسازد . قطعاً چنين است مخصوصاً با نظر به تعريف بسيار زيبا و رسايى كه بعضى از صاحبنظران علوم انسانى گفتهاند : اخلاق ، يعنى شكوفايى حقائق در درون انسانى .
دومين ريشهء ثابت و اساسى اخلاق از وجدان ناب بشرى سرچشمه مى گيرد .
گوش به حرفهاى آن قلم بدستهاى عامى و آن هموار كنندگان ميدان تنازع در بقاء كه وسيلهء دست سلطه جويان خودكامه تاريخ بشرى هستند ، گوش فرا ندهيد كه مى گويند : وجدان اخلاقى ساختهء تأثر از امر و نهىهاى پدران و مادران در دوران كودكى ما مى باشد [ فرويد اسم عامل اين اخلاق را « من برتر » مى نامد ] آرى ، اين قلم بدستهاى حرفه اى متفكرنما با امثال اين گونه سخنان بىاساس ، انقلابى در انديشه و زندگى انسانها ايجاد مى كنند . آرى ، انقلاب ولى از كمال به پستى ، از عظمتها به حقارتها ، از ارزش به ضد ارزشها مثل اين متفكرنماها همان است كه سعدى آن شاعر بزرگ مطرح كرده است :
< شعر > حريف سفله در پايان هستى نينديشد ز روز تنگدستى < / شعر > < شعر > سفله اى كاو روز روشن شمع كافورى نهد زود بينى كش به شب روغن ندارد در چراغ < / شعر >
[١] يونس آيهء ٦٢ .