ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٨ - قسم دوم - اصول ثابتهء سياسى ١٧١ آن چنانكه بايد ١٨٧
اصول ثابته در سياست آن چنانكه هست .
يك - معمولًا قدرتها است كه روش سياسى جامعه را تعيين مى كنند اعم از قدرتهاى طبيعى يا قدرتهاى قراردادى ( اوتورتيه ) .
دو - در سياست بمعناى معمولى آن همواره از اصل « وسيله قربانى هدف » استفاده مى شود - همان طرز تفكرى كه متأسفانه در گذرگاه قرون و اعصار مورد اجراى همه سياستمداران بوده است بجز اقليت اسفانگيز .
سه - بدانجهت كه ارتباطات انسانها با يكديگر و دولتها با جوامع خود و ديگر جوامع همواره در حال تغير و دگرگونى است . لذا قوانين ثابت در تطبيق مكتبهاى سياسى بر ارتباطات مزبور غالباً جنبهء تماشاگرى به خود مى گيرند .
چهار - مذهب و فرهنگ و اخلاق در فعاليتهاى سياسى معمولى نقش دست دوم را دارند ، بلكه گاهى از ديدگاه سياستمدار بكلى ناپديد مى گردند ، زيرا سر و كار او با توجيه آن پديدهها است كه با آنها روياروى قرار گرفته است و اگر توجيهات او با قضاياى مذهبى و فرهنگى و اخلاقى سازش نداشته باشند ، بديهى است كه اولويت را به توجيهات مطلوب خود قرار مى دهد ، و همين اولويت است كه بشر را از زندگى با اصول عالى انسانى محروم نموده است .
پنج - از ريشه دارترين و مؤثرترين اصول در سياست ، درك صحيح موقعيتها است كه معمولًا در معرض تغيير مى باشند .
قسم دوم - اصول ثابتهء سياسى « آن چنانكه بايد » در ارتباط انسانها با يكديگر - متأسفانه هر چه كه زمان پيشتر مى رود از تبعيت سياستمداران از اصول ثابتهء سياسى « آن چنانكه بايد » كاسته مى شود و به بعد انتخاب طبيعى داروين و اصالت قدرت نيچه و مكتب لذتگرايى اپيكورى و خودپرستى هابس كه طبيعت سياست معمولى اقتضاء مى كند ، افزوده مى شود با اين حال ، هنوز صاحبنظران شريف و انسان شناسان انسان دوست در