ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٩ - انسان ١٧١ آن چنانكه هست در ارتباط با خدا ١٨٧
خواهد داد .
دو - لزوم اعتقاد به ضرورت بعثت انبياء عليهم السلام
دو - لزوم اعتقاد به ضرورت بعثت انبياء عليهم السلام كه عقل سالم و وجدان بشرى حكم به آن مى نمايد ، زيرا او با كمال وضوح مى بيند كه هر اندازه هم كه آدمى در كشف سطوح طبيعت و ابعاد استعدادهاى خويش پيش مى رود و هر اندازه كه در بهره بردارى از اين همه معلومات بيكران كه در دو قلمرو طبيعت و انسان بدست آورده است چيره دستى مى نمايد ، با اين حال هر چه پيش مى رود به مشكلات زندگى او افزوده مى گردد ، تا آنجا كه با تمام صراحت به پوچى زندگى مى رسد و به هر درى كه مى زند جز صداى يأس و نوميدى از آن در بگوشش نمى رسد . در اينجا بسيار مناسب است باين نكته متوجه شويم كه بشر هر مكتبى را كه براى حل مشكلات خود به وجود مى آورد ، اگر چه يك مقدار روشنايىهايى را براى پيش پاى خود مى گسترد ولى تاريكيهايى را كه بهمراه همين روشناييها در پيرامون او سايه افكن مى گردد نمى تواند برطرف بسازد .
سه - اعتقاد جزمى به روز معاد
سه - اعتقاد جزمى به روز معاد و مسئول قرار گرفتن در بارهء اعمالى كه انجام داده و بروز اعمال او به شكل خوشايند يا ناخوشايند كه مجازات و كيفر ناميده مى شوند ، روشنترين استدلال براى اين اصل ثابت به اضافهء حكم فطرى بديهى كه در نهاد همهء انسانهاى آلوده نشده به تخيلات و هوى و هوسهاى ويرانگر درون ، آن عده اصول و قواعد ارزشى است كه بطور ملموس يا ناملموس در فرهنگ عام بشرى در بارهء انسانها مى جوشد ، مانند خدمت به نوع و تعاون و تساوى در برابر قوانين و كرامت و شرف ذاتى انسان و احساس تكليف بالاتر از سوداگرىهاى رايج كه با هيچ مغالطه بازى و سفسطه گرايى نمى توان آنها را از فرهنگ عام بشرى محو و نابود ساخت . اين اصول و قواعد با كمال صراحت لزوم ابديت را اثبات مى نمايد زيرا - < شعر > روزگار و چرخ و انجم سربسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى < / شعر > چهار - ادامهء زعامت و ولايت كبرى
چهار - ادامهء زعامت و ولايت كبرى كه در اصطلاح علم كلام آنرا امامت و خلافت