ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٦ - ٢ - اصول ثابته - در صيانت ذات در ١٧١ بايستگىهاى ١٨٧ حيات مطلوب در زندگى جمعى
بالاترين نمره را هم مى دهند همچنين اگر از اين منكران بخواهيد كه دليل شما براى نفى آن ذات اقدس ربوبى كه بزرگترين مغزها و دلهاى بشرى آن را دريافته است ، چيست براى شما هيچ پاسخى جز اين كه « من آن موجود را نمى بينم » ندارد . حقيقت اينست كه بشر در هيچ موقعيتى مانند اين موقعيت ، دچار فراموشكارى عمدى و ويرانگر نمى شود . زيرا با اين كه او به وجود روابط ضرورى حاكم در قوانين عالم هستى كه قابل ارتباط با حواس نيستند و در علوم بطور عام جلوه مى كنند ، با كمال قاطعيت معتقد است ، در اين مورد مى گويد : چون او را نمى بينم ، پس وجود ندارد اگر همين قضيه را كه منكر مى گويد : « خدا وجود ندارد » مورد تحليل قرار بدهد ، خواهد ديد كه آنچه را بعنوان خدا نفى مى كند ، اگر يك مفهوم ساختگى ذهن خود او و امثال او است ، تلاش و فعاليت مغزى براى نفى چنين مفهومى بيهوده ترين كاريست كه انجام داده است ، زيرا واقعيت نداشتن چنان مفهومى بقدرى بديهى است كه نيازى به قضيه سازى و استدلال و اثبات ندارد ، و اگر آنچه را كه بعنوان خدا نفى مى كند ، حقيقتى است كامل مطلق فوق وابستگىها ، بىنياز از علت ، فوق هر چيزى كه بعنوان مانع از وجود او تصور شود ، [ همان خدايى كه انبياء ، اولياء و حكماى بزرگ و فطرتهاى پاك آنرا دريافتهاند ، ] محال است چنين مفهومى در درون كسى دريافت شود و بتواند در وجود آن ترديدى داشته باشد يا آنرا منكر شود . لذا قاطعانه مى گوييم تاكنون هيچ منكر و مرتدّى در طول تاريخ پيدا نشده است بلكه نمى تواند پيدا شود كه مفهوم حقيقى خدا را دريافت نمايد و آن را مورد انكار يا ترديد قرار بدهد بدانجهت كه ما در اين مبحث در صدد تفصيل و تكميل و اثبات خدا نيستيم ، لذا تنها به ذكر اسامى براهينى كه براى اثبات خدا آورده شده و همهء آنها قانع كننده است ، قناعت مى كنيم : ١ - برهان عليت .
٢ - برهان وابستگى آنچه كه عرضى است به ذات مستقل . ٣ - برهان حركت . ٤ - برهان احساس تكليف برين . ٥ - برهان محال بودن دور و تسلسل . ٦ - برهان وجوبى يا كمالى .