ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٧ - يك - ممنوعيت خودكشى و حرمت آن
انبياى عظام و عقول سليمه و وجدانهاى پاك انسانها رسالت خود را بر مبناى آن قرار دادهاند ، نائل مى گردند . و مى توان گفت : اگر اين قسم صيانت ، بعنوان يك حقيقت يا اصل ثابت در انسان « آن چنانكه بايد و شايد » مورد قبول واقع نشود ، حيات انسان بهيچ وجه قابل تفسير قانع كننده نخواهد بود .
اصل صيانت ذات ريشهء عده اى از احكام اوليه است كه ثابت و غير قابل تغيّر است . از آن جمله :
يك - ممنوعيت خودكشى و حرمت آن مأخذ اين حكم ( حرمت خودكشى ) آيهء شريفه اى در قرآن و احاديث متعددى است كه متذكر مى شويم . آيهء شريفه چنين است : ( وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ الله كانَ بِكُمْ رَحِيماً ) [١] ( و نكشيد خودتان را ، قطعاً خداوند براى شما مهربان است ) احتمال اين كه اين آيه قتل نفس ديگران را ممنوع مى سازد ، با دو دليل مردود است : دليل يكم - عموميت آيهء شريفه است كه شامل خويشتن و ديگران ميباشد .
دليل دوم - استدلال امام صادق عليه السلام بهمين آيه براى حرمت خودكشى است : و قال الصادق عليه السلام : مَنْ قَتَلَ نَفْسَه مُتَعَمِّداً فَهُوَ فِى نارِ جَهَنَّمَ خالِداً فِيها . قِالَ الْلَّه عَزَّ وَجَلَّ : ( وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ . . . ) [٢] در آيه اى ديگر چنين آمده است : ( وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ) [٣] و خودتان را با دست خود به هلاكت نيندازيد ) رواياتى متعدد در حرمت قتل نفس وارد شده است . از آن جمله در مأخذ ذيل چنين است : انّ المؤمن يبتلى بكلّ بليّة و يموت بكلّ ميتة إلَّا انّه لا يقتل نفسه [٤] ( قطعاً مؤمن بهر بلائى مبتلاء مى شود و با هر نوع مرگى مى ميرد ، ولى او خود را نمى كشد . ) بعضى از اشخاص گمان كردهاند كه مطابق آيهء
[١] النساء آيهء ٢٩ .
[٢] وسائل الشيعه - شيخ حرّ عاملى ج ١٩ ص ١٣ .
[٣] البقرة آيهء ١٩٥ .
[٤] وسائل الشيعه ج ١٩ ص ١٣ و ١٤ .