ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٥ - ريشههاى اساسى ثابتها و ارتباط آنها با متغيرات
نشدهام « آتش را يك حقيقت ثابت و ابدى مى داند . مسئلهء بعدى كه در اين مبحث وجود دارد ، رابطهء متغيرها با ثابتها است . توضيح و حل اين رابطه افكار عدّه اى قابل توجه از صاحبنظران را به خود جلب نموده است . اشكال مسئله و بعبارت مناسبتر معماى مسئله در اينست كه ثبات با تغيّر [ و ثابت با متغير ] تقابل تضاد بمعناى معمولى آن دارند . معناى ثابت چيزى است كه دگرگون نمى شود ، معناى متغير چيزيست كه دگرگون مى شود و آنچه كه در عرصهء گستردهء عالم طبيعت در جريان است ، متغير است اگر چه از نظر نمود فيزيكى سكون و ثبات هزار ساله را داشته باشند بنا بر اين ، ثابتهايى كه مستند قوانين كلى هستند ، نمى توانند در جهان عينى كه جزئيات و متغيرند ، وجود داشته باشند .
پس اين ثابتها كجا هستند و رابطهء آنها با متغيرها چيست سه نظريه براى حلّ معما در نظر گرفته شده است : نظريهء يكم - مثل افلاطونى است و معناى آن اينست كه حقائق اصلى و واقعيات فوق محسوسات متغير عالم طبيعت است و آن حقائق اصيل و ثابتند و محسوسات متغير سايههاى آنها مى باشند .
نظريهء دوم - مى گويد ما واقعياتى بعنوان ثابتها نداريم ، و آنچه كه در عالم محسوس در جريان است ، بطور مكرر در ذهن بشر منعكس مى شود ، و بشر قانون كلى را از تكرار آن انعكاسات ذهنى انتزاع مى نمايد . اين نظريه با توجه باين كه نظم جارى در عالم هستى كه منشأ بروز قوانين در ذهن ما است ، واقعيت خارج از ذهن ما دارد ، چه ما باشيم و چه ما نباشيم نظم جارى در عالم طبيعت ، همهء متغيرات را اداره مى كند .
نظريهء سوم - كه بىشباهت به نظريهء مثل افلاطونى نيست ، همان است كه جلال الدين محمد مولوى بطور واضح مطرح نموده است :
< شعر > قرنها بگذشت اين قرن نويست ماه آن ماه است و آب آن آب نيست عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم ليك مستبدل شد اين قرن و امم < / شعر >