ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩ - انسان و انديشه و تعقل
فعاليتهاى فكرى فراوان ، و مقدمات منطقى انديشه ، مى خواهند بشريت را از انديشه و آزادى و علم و معرفت قطع كنند . آنچه كه اصول انسانى مبتنى بر علم و تجربه نشان مى دهد و صاحبنظران بىغرض و دانشمندان آگاه از دردهاى بشرى و درمانهاى آنها ، با كمال خلوص ، به بشريت تقديم مى كنند ، اينست :
< شعر > آينه چون روى تو بنمود راست خود شكن ، آيينه شكستن خطاست < / شعر > شما انديشه را نشكنيد ، زيرا انديشه كه عبارت است از حركت عامل واقع يابى از يك عده مقدمات روشن براى كشف واقعيات و اثبات آنها ، حياتىترين فعاليت مغز بشريست ، آنچه كه شما را به انديشه بدبين ساخته است قضايا و واحدهايى است كه فعاليت انديشه روى آنها به جريان مى افتد . در يك مثال بسيار ساده : آسيابى كه مطابق نظم و قانون خود كار مى كند ، اگر كلوخ در آن بريزيد ، آن را خاك كرده بشما تحويل خواهد داد و توقع آرد گندم اعلا از آن كلوخ ريخته شده در آسياب ، احمقانه ترين توقع است . اگر از فعاليتهاى عالى فكرى ، نابود كننده ترين اسلحه را بسازيم و كره زمين را با ساكنانش و هر چه كه در آن است ، از بين ببريم تقصير انديشه نيست ، اين تقصير ما است كه از بهترين وسيله بدترين هدف را منظور كردهايم . اولين سخنى كه ما با اين گونه نويسندگان داريم ، اينست كه نخست هر موضوعى را كه مى خواهند اثبات يا نفى كنند آن را تعريف و تعيين كنند ، سپس شروع به كار اثبات يا نفى موضوعى كه به عهده گرفتهاند بنمايند .
احتمال دوم - اينست كه منظور اين اشخاص از انديشه ، فعاليتهاى تجريدى و تخيلى محض باشد كه متأسفانه عده اى فراوان از مردم را بخود مشغول داشته است ، اين يك حقيقت است كه در ميدان معرفت ، انسانهائى را مشاهده مى كنيم كه از واقعيات و جريانات عينى برون ذاتى بريده ، گويى در عالم هستى غير از من و مغز آنان چيزى بعنوان موجودات واقعى « جز من » وجود ندارد اين همان ذهن گرايى ايده آليسم مردود است كه اگر بشريت از آن پيروى مى كرد ، هيچ گونه علم و معرفت و صنعت و هنرى در طول