ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٥ - آيا با اين نظريهء عالى در بارهء با اهميتترين مسئلهء سياسى كه امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام بيان نمودند و جامعهء اسلامى را از خطر نجات دادند باز مى توان گفت على بن ابي طالب عليه السلام مرد سياست نبوده است
عزيزون بالاجتماع . فكن قطبا و استدر الرّحا بالعرب و أصلهم دونك نار الحرب . فإنّك إن شخصت من هذه الأرض انتقضت عليك العرب من أطرافها و أقطارها ، حتىّ يكون ما تدع و رائك من العورات أهمّ إليك ممّا بين يديك ( و موقعيت كسى كه زمامدارى جامعه اى را در دست دارد ، موقعيت طناب در دانههاى [ ارزشمند ] است كه آنها را جمع مى نمايد و پهلوى هم قرار مى دهد . پس اگر آن طناب بريده شود ، دانهها پراكنده شود و از بين برود و سپس همهء آنها با يكديگر جمع نمى گردد . اگر چه عدد عرب امروز كم است ، ولى به جهت ايمان راستين به اسلام زيادند و با اتحادى كه دارند عزيزند . تو قطب و محور باش و آسياب عرب را بگردان و آتش جنگ را به دور از خود شعله ور ساز . تو اگر از اين سرزمين حركت كنى ، عرب از اطراف و اكناف اين زمين از تو سرپيچى كنند و پيمانها بشكنند ، تا آنجا كه آن اختلالات مرزى كه پشت سر تو به وجود مى آيد ، با اهميتتر و سختتر از آن پيكار خواهد گشت كه در پيش رو دارى ) آيا با اين نظريهء عالى در بارهء با اهميتترين مسئلهء سياسى كه امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام بيان نمودند و جامعهء اسلامى را از خطر نجات دادند باز مى توان گفت : على بن ابي طالب عليه السلام مرد سياست نبوده است عده اى از كسانى كه خود را در تحليل تاريخ صدر اسلام ، صاحبنظر مى دانند ، در عين حال كه شخصيت امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام در اوج اعتلاء و كمال مى دانند و معرفى مى كنند ، او را به دور از سياست و سياستمدارى مى دانند . اين طرز تفكر در بارهء آن بزرگوار ريشه هايى از بعضى از نويسندگان مسلمان گرفته و بهانه اى به نويسندگان خارج از اسلام داده موجب شده است كه آنان صريحاً بگويند : على بن ابي طالب عليه السلام سياستمدار نبوده است . از آن جمله ايليا پطروشفسكى است كه مى گويد : « على پروردهء محمد ( ص ) و عميقاً به وى و امر اسلام پايدار بود ، على تا سر حد شور و عشق پاىبند دين بود . صادق و رستگار بود ، در امور اخلاقى بسيار خرده گير و از نامجويى و