ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - ترجمهء خطبهء صد و چهل و پنجم
طبيعى ما پيش گرفته است ، مى تواند مسير رشد و كمال را پيش بگيرد و در ميدان مسابقه در خيرات به تكاپو بپردازد و شايستهء درود خداوندى و بقاء به بقاء اللَّه باشد .
١٤ ، ١٨ - و ما أحدثت بدعة إلَّا ترك بها سنّة . فاتّقوا البدع و الزموا المهيع ، إنّ عوازم الامور أفضلها ، و إنّ محدثاتها شرارها . ( و هيچ بدعتى به وجود نيامده است مگر اين كه با بوجود آمدن آن سنتى متروك گشته است ، پس بپرهيزيد از بدعتها و ملتزم حركت در راه راست باشيد ، شايسته ترين كارها آن است در گذرگاه زمان ثبات و اصالت بيشترى داشته باشد . و ناشايسته ترين كارها آن است كه در برابر آن حقائق ريشه دار و اصيل بروز كند . ) بدعت و بدعتگزاران
بدعت و بدعتگزاران اصطلاح بدعت امروزها در دو مورد به كار برده مى شود :
مورد يكم
مورد يكم - هر چيز نو و بىسابقه كه از يك يا چند نفر بروز مى كند . بدعت باين معنى بطور عام قبيح و مورد سرزنش نيست ، زيرا ترديدى در اين نيست كه پيشرفت علوم و تحول اجتماعات و گسترش صنايع و معارف همه و همه ، ناشى از نوآورىهاى نوابغ و مبتكران و صاحبنظران قرون بوده است . بدعت و ابداع باين معنى نه تنها محكوم و مردود نيست ، بلكه همان گونه كه در امتداد تاريخ مشاهده مى كنيم ، نوبينى و نوگرايى و نوآورى بوده است كه باعث شده است بشر در ابعاد بسيار متنوع پيشرفتى داشته باشد - < شعر > تازه مى گير و كهن را مى سپار كه هر امسالت فزون است از سه پار هين بگو تا ناطقه جو مى كَنَد يا به قرنى بعد ما آبى رسد گر چه هر قرنى سخن نو آورد ليك گفت سالفان يارى كند < / شعر > و با كمال قاطعيت بايد گفت : هر انسانى كه چه در حال انفراد و چه در حال جمعى ، توانايى آزاد ساختن خود را از زنجيرهاى كهن و بندهاى محكمى [ كه نه بجهت اصالت و واقعيت آنها ، بلكه تنها بجهت گذشت زمان در چشمه سار وجود آدمى رسوب و