ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - امامت از فرزندان هاشم قريش است و غير قريش صلاحيت اين مقام الهى را ندارد
على بن ابي طالب را خواستند ، پرده اى روى او انداخت و با يكديگر صحبت كردند ، وقتى كه على از نزد پيامبر عليهما السلام بيرون آمد . از وى پرسيدند : پيامبر به تو چه گفت على فرمود : علَّمنى رسول الله صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم ألف باب يفتح من كلّ باب ألف باب [١] پيامبر هزار باب از علم براى من تعليم فرمود كه از هر باب هزار باب باز مى شود ٢٠ ، ٢٢ - إنّ الأئمّة من قريش غرسوا فى هذا البطن من هاشم لا تصلح على سواهم و لا تصلح الولاة من غيرهم ( قطعى است كه امامان از قريشند كه در اين شعبه از هاشم كاشته شدهاند ، و امامت براى غير آنان شايسته نيست ( و از غير زمامداران هاشمى لياقت ندارند . ) امامت از فرزندان هاشم قريش است و غير قريش صلاحيت اين مقام الهى را ندارد .
اين كه مقام پيشوايى از نسل شخصى معين ( هاشم ) تعيين شده است ، نبايد با اين علوم و معارف محدودى كه در بارهء نيروها و استعدادها و اسرار نهفته در انسان داريم ، مورد انكار و ترديد قرار بگيرد . لذا اگر چنين ادّعا كنيم كه خداوند سبحان رازى در وجود حضرت هاشم به وديعت نهاده است كه زمامداران بر حق اسلامى بايد از نسل آن بزرگوار باشند هيچ علمى شايستگى ردّ و طرد چنين ادّعايى را ندارد ، همان گونه كه پيامبرانى متعدد از نسل حضرت ابراهيم خليل على نبينا و عليهم السلام به وجود آمدند البته اين معنايش آن نيست كه هر كس كه از نسل حضرت ابراهيم خليل يا حضرت هاشم باشد ، صلاحيت پيشوايى دارد ، بلكه قضيّه اينست كه پيامبران بعد از ابراهيم ( ع ) از نسل آن حضرت و پيشوايان اسلامى از حضرت هاشم مى باشند .
مرحوم محقق خوئى در شرح نهج البلاغه شرط قرشى بودن را براى امامت از هر دو طائفه شيعه و سنى نقل نموده است . ما در اينجا بطور خلاصه آن احاديثى را كه محقق مزبور براى شرط مذكور آورده است ، متذكر مى شويم : .
[١] همين مأخذ ، ص ٤٨٤ و ٤٨٥