ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٧ - ترجمهء خطبهء صد و چهل و چهارم
تفسير عمومى صد و چهل و چهارم
تفسير عمومى صد و چهل و چهارم ٢ ، ٥ - بعث الله رسله بما خصّهم به من وحيه ، و جعلهم حجّة له على خلقه ، لئلَّا تجب الحجّة لهم بترك الإعذار إليهم ، فدعاهم بلسان الصّدق إلى سبيل الحقّ . ( خداوند سبحان پيامبران خود را با وحيى كه در اختصاص آنان قرار داده بود ، فرستاد ، و آنان را حجت خود براى مردم تعيين نمود ، تا مردم بجهت نبودن وسيله اى براى عذر ، حجت بر خدا نداشته باشند . لذا آنان را با زبانى راستگو به راه حق دعوت فرمود . ) خداوند بدون اقامهء حجت و ارائهء برهان هيچ كسى را مكلف نمى سازد
خداوند بدون اقامهء حجت و ارائهء برهان هيچ كسى را مكلف نمى سازد حجت خداوندى بر مردم بر دو نوع است : حجت درونى و حجت برونى .
١ - حجت درونى
١ - حجت درونى - عبارتست از عقل و قلب و وجدان آدمى كه اگر آلوده به كثافات و زشتىها نباشند يا تحت فرمان من طغيانگر قرار نگيرند ، واقعيات و حقائق را با كمال صفا و روشنايى ارائه مى دهند . از يك جهت فعاليت اين حجت ، مقدم بر حجت برونى است كه انبياء و اوصياء و اولياء و حكماى راستين مى باشد ، زيرا تصديق انبياء و ديگر حجتهاى درجهء دوم بوسيلهء اعجاز و ديگر دلائل ، بعهدهء عقل و قلب و وجدان آدميان