ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - هر گونه افشاى عيب و كشف آن ممنوع است و موارد استثناى آن
عبارت را كمتر بكار مى برند : ( خوشبختان و بدبختان ) در اين عالم كه مسلما دهليز عالم ديگرى است خوشبخت وجود ندارد . تقسيم واقعى بشرى از اين قرار است : روشنان و تاريكان .
كاستن از تعداد تاريكان و افزودن بر تعداد روشنان هدف اصلى است . از اين جهت است كه فريادكنان مى گوئيم : تعليم دانش خواندن را آموختن روشن كردن آتش است .
از هجى كردن هر هجا شراره اى بيرون ميجهد . در واقع كسى كه مى گويد : روشنائى ، واجب نمى آيد كه بگويد شادمانى . آدمى در روشنائى رنج مى برد ، افراط در آن مى سوزاند ، شعله دشمن بال و پر است ، سوختن و از پرواز وا نماندن خارقه اى از نبوغ است ، هنگامى كه بشناسيد و هنگامى كه دوست بداريد باز هم رنج خواهيد برد ، روز با چشم اشكبار بوجود مى آيد . روشنان اگر هم هيچ مورد براى گريستن نداشته باشند بر ظلمت زدگان مى گريند . « [ مأخذ مزبور ص ٣٢٢ ]