اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٤ - شيخ اشراق و فرهنگهاى وارداتى
سهروردى تحت تأثير سه شخصيت (افلاطون، زرتشت و هرمس) قرار داشت.
هرمس در نظر خيلىها حتّى تاريخ نگاران، چهرهاى تقريباً ناشناخته دارد، تا جايى كه مىگويند هرمس حكيم بزرگى در تاريخ بوده است و حتّى برخى از مسلمانان ادّعا كردند كه هرمس همان ادريس پيامبر است، ولى اين ادّعا كاملًا به دور از حقيقت است، زيرا انديشههاى هرمس از انديشههاى ادريس پيامبر فاصله بسيار دارد و در نتيجه با انديشههاى قرآن كريم كه به سهم خود بازگو كننده انديشههاى همه پيامبران است نا همسوست. اين نظير ادّعاى آن جماعتى است كه افلاطون را پيامبر دانستهاند كه اين نيز خطاى بزرگى است، زيرا انديشههاى افلاطون از انديشههاى آمده در قرآن دور است [١].
انديشههايى كه شيخ اشراق تحت تأثير آن قرار گرفته از خلال پارهاى عبارتهاى كتاب او آشكار مىشود، كه، او مىگويد: «در ايران باستان امّتى مىزيسته است كه از سوى خداوند اداره مىشده و حكيمان برجسته آن اختلاف كلّى با مجوس داشتهاند و من ريشههاى والاى اعتقادات ايشان را كه همان اصالت نور است نگاشتهام و تجربيات افلاطون، آنها را تا مرحله شهود، كمال بخشيده است و اين در كتاب من با عنوان «حكمة الاشراق» آمده است و هيچ كس در اين كار بر من پيشى نگرفته است.»
از اين سخن، به روشنى پيداست كه اين شخص از رسالت اسلام گذر كرده و با ايرانيان كهن ارتباط برقرار كرده است. اين حقيقتى است كه فيلسوف معروف، ملاصدراى شيرازى نيز بر آن تأكيد دارد. او مىگويد: «شيخ الاشراق سهروردى
[١] - به نظر مىرسد هرمس شخصيتى اسطورهاى است، اصل اين نام در ميان يونانيان نام عطارد و در ميان مصريان نام خدا واره ماه بوده است. و يونانيان هنگامى كه به مصر در آمدند كتابهاى فراوانى را با نام هرمس در آن جا نهادند و اين كتابها به زبان عربى ترجمه شد. آنها ادّعا مىكردند كه هرامسه سه تن هستند و شهرستانى گمان كرده است كه هرمسِ اكبر، همان ادريس پيامبر است. مراجعه كنيد به كتاب الفلسفة الاخلاقية الافلاطونيه، صص ٩٥- ٩٧.