اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٧٩ - پيوند ميان عقل و قرآن
به واسطه خداوند علم پيدا مىكنيم، زيرا علم ما به او احاطه ندارد و خداوند سبحان از هرگونه احاطه و توهّمى منزّه و بدور است.
پيوند ميان عقل و قرآن
هنگامى كه علم، ذات خود را بيان مىدارد و عقل پرده از ذات خويش بر مىگيرد. و صاحب علم و عقل در آيات قرآن كريم ژرف انديشى مىكند و در احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليه السلام به بازكاوى مىپردازد، آدمى به حقيقت نورى پى مىبَرد كه خداوند بدو بخشيده و اين كه نور در قرآن، سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام نهفته است. مفهوم اين سخن آن است كه در حقيقت، ميان «نور علم» و «نور عقلى» كه آدمى از آن برخوردار است از يك سو و آنچه در قرآن كريم، در سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله وامامانمعصوم عليهم السلام، موجود مىباشد از سوى ديگر همخوانى وجود دارد.
بدون ترديد هر انسانى در نفس خويش حجّتى دارد و اين «حجّتِ درونى» هنگامى كه با «حجّت بيرونى»، همخوانى يابد دليل قانع كننده مىگردد براى انسان كه او را از هر گونه شك و ترديد در هر مسألهاى بدور بدارد.
از همين رو مىتوانيم بگوييم كه اين پيوند ريشهاى عميق و رابطه مستقيم ميان «عقل انسان و قرآن» دارد، لذا بزرگترين حجّت و آشكارترين دليل است بر اين كه قرآن كريم از سوى خداوند حكيم دانا و پروردگار متعال و سبحان فرود آمده است تا «حجّت درونى» را كه در نور علم از سوى خداوند سبحان جلوهگر است با «حجّت بيرونىِ» جلوهگر در قرآن كريم، همخوان سازد.
اين حقيقت مىتواند براى بسيارى از افراد كه قرآن را تلاوت مىكنند تجلّى يابد تا جايى كه، شاهد هستيم بعضى از آنها ديگر نمىتوانند به تلاوت خود ادامه دهند و حتّى شمارى از آنها به هنگام احساس يگانگى و اتحاد نور قرآن كريم و نور علم و عقلى كه خداوند بديشان ارمغان كرده از هوش مىروند. اين از آن روست كه نور