اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠١ - نگاه اسلامى به وجود
همه پديدهها را پديد آورد.
قرآن كريم معتقد است پديدهها در جهان تحقّق، وجود دارند، صرف وهم و خيال- چنانكه سوفسطائيان مىگويند- نيستند. خداوند آسمانها را بدون پايهاى كه آن را ببنييد آفريد. ما آسمانها را مىبينيم ليكن پايههايى را كه بر آن استوار است نمىبينيم، پس آسمان بحق موجود است و در جهان تحقق- اگر تعبير رسا باشد- جز دو چيز يافت نمىشود: خالقى كه به وصف در نمىآيد و مخلوقى كه صفتپذير است و مىتواند شكلهاى مختلف و گوناگون بگيرد و آن گونه كه امام رضا عليه السلام در حديث شريفى مىفرمايد: «همانا خداوند عزّوجلّ است و خلق او كه سومى ميان آن دو نيست و سومى جز آن دو نيست و آنچه خداوند عزّوجلّ آفريده است همچنان آفريده اوست. اين آفريدهها گاه ساكن، گاه متحرك، گاه ناهمگون، گاه همگون، گاه معلوم و گاه همانند هستند و هر آنچه حدّ و مرز بپذيرد آفريده خداوند عزّوجلّ است.» [١]
ما از روايات رسيده در اين خصوص در مىيابيم نخستين چيزى كه خداوند متعال آفريد نور پيامبر ما حضرت محمّد صلى الله عليه و آله بود و آنگاه خداوند با آن نور، جوهر بسيطى خلق كرد كه درك ابعاد اين مخلوق براى انديشههاى بشرى دشوار است، سپس خداوند اين ماده را به يك عَرض عرضه كرد و آنگاه اين مادّه به دو گونه تقسيم شد، خداوند سبحان، نور هدايت و شناخت را بر بخشى از آن نهاد و آن مادهاى نورانى گشت، بر بخشى آتش و قابليت آن نهاد و آن مادهاى آتشين گشت، آنگاه خداوند تبارك و تعالى بخشى از ماده نخست را با بخشى از ماده دوم درهم آميخت و اين هستى پديد آمد.
بنابراين هستى آميزهاى از اين دو ماده است: تاريكى نا پاك و نورى لطيف و از همين روست كه در هستى هم خير مىبينيم و هم شر، زيرا هر دو آفريده هستند.
[١] - بحارالانوار، ج ١٠، ص ٣١٦.