اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥١ - فصل هفتم قضا و قدر، بحثى مقايسهاى
و تعهّد نسبت بدان، چنان كه انگيزه است براى ايمان به قدرت خدا در زدودن آنچه مىخواهد و اثبات آنچه آهنگ آن دارد و البته امّ الكتاب (لوح محفوظ) نزد اوست. اين ايمان، آدمى را به كار شايسته بيشتر و سختكوشى در دعا و توسّل به نيروى مطلق وجود وا مىدارد و ميان جبر و اختيار است كه آدمى به سوى افزودن بر خوبيها و جبران بديهاى خويش روان مىشود.
از امير المؤمنين عليه السلام روايت شده كه به نقل از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده: «خداوند و هر پيامبر مستجاب الدعوهاى هفت كس را نفرين كردهاند: آن كه كتاب خدا را تغيير دهد، آن كه قدر الهى را تكذيب كند، آن كه سنّت رسول خدا را دگر گون سازد، آن كه از عترت من آن حلال شمارد كه خداوند عزّو جلّ حرام شمرده است، آن كه با تسلّط خود بخواهد كسى را كه خدا خوار داشته ارجمند گرداند و كسى را كه خدا ارجمند داشته خوار گرداند وكسى كه حرام خدا را حلال گرداند وكسى كه بر بندگان خداوند عزّوجلّ تكبّر فروشد.» [١]
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: «خداوند عزّو جلّ مىفرمايد: هر كه به قضاى من خشوند نگردد، شكر نعمتهاى من نگزارد و بر بلاى من شكيبايى نورزد، جز من را به خدايى گرفته است.» [٢]
پس خداوند سبحان قضايى دارد كه نه برگشت داده مىشود و نه دگرگونى مىپذيرد ونعمتهاى بر ما دارد كه بايد به سبب آنها سپاسش گزاريم و ما را با بلاهايى مىآزمايد كه بايد بر آنها شكيبايى ورزيم.
امام رضا عليه السلام مىفرمايد: «هشت چيز است كه جز با قضا و قدر الهى تحقّق نمىيابد: خواب و بيدارى، نيرو و سستى، سلامتى و بيمارى، مرگ و زندگى.» [٣]
[١] - بحار الانوار، ج ٥، ص ٨٨، روايت ٦.
[٢] - همان مأخذ، ص ٩٥، روايت ١٨.
[٣] - همان، روايت ١٧.