اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١١ - فصل چهارم ويژگيهاى باورمندان بداء
سو مىدوند و دست به دعا بر مىدارند و فرزندى صالح را طلب مىكنند، ولى پس از آن كه خداوند فرزندى صالح بديشان عنايت فرمود آنها براى شريك قرار دادند.
خداوند مىفرمايد:
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ* فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحاً جَعَلَا لَهُ شُرَكَاءَ فِيَما آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ [١].
«اوست كه همه شما را از يك تن بيافريد، و از آن يك تن زنش را نيز بيافريد تا به او آرامش يابد. چون با او در آميخت به بارى سبك بارور شد و مدّتى با آن سر كرد، و چون بارسنگين گرديد، آن دو، اللَّه، پروردگار خويش را بخواندند كه اگر ما را فرزندى صالح دهى از سپاسگزاران خواهيم بود.»
بدين ترتيب خداوند فلاكت را از ميان مىبَرد و دعاى غمزدگان را استجابت مىكند.
هنگامى كه آگاهى از نامهاى نيكوى خداوندى (اسماء اللَّه الحُسنى) آدمى را چونان پيامبران به درجهاى والا رساند، او در مىيابد قوانين طبيعى كه ما آنها را بر هستى حاكم مىيابيم تنها سنّتهاى الهى هستند، خداوند هرگاه بخواهد مىتواند آنها را تغيير دهد و مسيرشان را دگرگون سازد، زيرا او خدايى است قادر، قاهر، مهيمن و هيچ چيز برتر از اراده او نيست، اوست كه اين سنّتها را قرار داده وهموست كه آنها را با قدرتش به جريان مىاندازد.
اين چنين است كه زكريا به درگاه خدايش دعا مىكند تا به او نسلى پاك عطا فرمايد و خداوند يحيى را به او بخشيد و اين در حالى بود كه زكريا پيرمردى بود و زنش كهنسالى، چون چگونگى كار را از خداى خود پرسش كرد خداوند به او فرمود:
[١] - سوره اعراف، آيات ١٨٩- ١٩٠.