اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٠٢ - فصل چهارم ويژگيهاى باورمندان بداء
الف- آزادى يافتن
اين ديدگاه آدمى را از كليه جبرهاى مادّى مىرهانَد:
١- بداء انسان را از سابقه، تاريخ و هر آنچه در زندگى اوست آزاد مىسازد، پس چون من- براى مثال- از قومى عقب مانده هستم ضرورتاً نبايد عقب مانده بمانم، اگر انسانى بدبخت، تهىدست و مستضعف هستم لزوماً نبايد بر اين وضع باقى باشم، بلكه مىتوانم خود را از گذشته زندگى خويش آزاد كنم اگر در گذشته اهل گنهكارى و تبهكارى بودم شايسته نيست كه يأس به خود راه دهم و از رحمت خدا نوميد گردم. هيچ يك از اين امور نمىتواند مرا وا دارد كه در سلّول تاريك تاريخ خود ويا قومم باقىبمانم، زيرا خدا آنچهبخواهد مىكند وهر روزهبهكارى مىپردازد ومقام كبريايىاش توبه خطاكارانرا مىپذيرد. آيهتوبه ساحرانى كه در مدّتى طولانى از عمرشان، فرعون را مىپرستيدند نپذيرفت؟ چون آنها توبه كردند خدا توبه آنها را پذيرفت. چنانكه پروردگار توبه قوم يونس را نيز قبول كرد. خداوند مىفرمايد:
فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ [١].
«چرا مردم هيچ قريهاى به هنگامى كه ايمانشان سودشان مىداد ايمان نياوردند مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند عذاب ذلت در دنيا را از آنان برداشتيم و تا هنگامى كه اجلشان فرا رسيد از زندگى برخوردارشان كرديم.»
إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا ... [٢].
«اگر نيكى كنيد به خود مىكنيد و اگر بدى كنيد به خود مىكنيد...»
٢- انسان در پرتو آگاهى از بداء و امكان متحوّل شدن، از جبر بايدهاى اجتماعى، آزادى مىيابد. او مجبور نيست بتهايىرا بپرستد كه جامعهاو مىپرستد،
[١] - سوره يونس، آيه ٩٨.
[٢] - سوره اسراء، آيه ٧.