اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩١ - چهارم- انسان، حيوان متكلّم
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ* وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ [١].
«هر كه يك مثقال خوبى كند آن را مىبيند و هر كه يك مثقال بدى كند آن را مىبيند.»
يعنى نخستين مقياس در سطح حركت بشرى و چگونگى سرنوشت ايشان، همان عمل آنهاست در زندگى و تقدير الهى بسته و جامدى در كار نيست كه سرنوشت آدميان را رقم زند.
براى روشنتر كردن اين انديشه بنيادين اسلامى ناگزير بايد به احاديث امامان عليهم السلام و مناظرههاى ايشان با مخالفين و توضيحات آنها براى شاگردانشان باز گرديم. از جمله اين مناظرهها، سخنان امام رضا عليه السلام است كه در زمان مأمون زندگى مىكرد و با دوره ترجمه و ترويج مكاتب فلسفىِ هند، يونان باستان، ايران، و مانوى، زرتشتى و نو افلاطونى، همروزگار بود. اين مكاتب فلسفى، جامعه اسلامى آن روز را به سه دليل مورد يورش قرار مىدادند:
١- به سبب برنامههاى غلط و شكست خورده در چگونگى وارد كردنشان.
٢- به سبب سياست عمدى و آگاهانه مأمون كه مىخواست جامعه مسلمان را با مسائلى دست به گريبان كند كه نيازى بدان نداشتند، قصد مأمون از اين امور، استوار كردن پايههاى حكومت خود و از ميان بردن مخالفان سياسى و با پوشش انحراف فكرى بود.
٣- به سبب آزاديهاى گستردهاى كه به يهوديان و مسيحيان و زرتشتيان داده شده بود، تا در پرتو سركوب كردن صداى اصيل اسلامى كه از گلوى امامان اهل بيت و پيروان آنها بيرون مىآمد ترويج انديشهها و باوريشان بپردازند.
يكى از مناظرههاى امام رضا عليه السلام با عمران صابى بود. او از فرقه صائبه بود كه ستارگان را مىپرستيدند. عمران به حضرت عرض كرد: سرورم! آيا درباره خالق به
[١] - سوره زلزال، آيات ٧- ٨.