اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٧ - راه شناخت
و آنگاه براى نماز ديگرى بر مىخاست تا به ثلث پايانى شب مىرسيد كه در اين قسمت از شب نمىخوابيد، آنگاه هر بار بيرون مىآمد و به آسمان و ستارگان مىنگريست و اين آيه را تلاوت مىفرمود:
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ [١].
«آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته، ياد مىكنند و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند. اى پروردگار ما! اين جهان را بيهوده نيافريدهاى، تو منزّهاى، ما را از عذاب آتش باز دار.»
انديشه كردن در اختران و ستارگان ما را به شناخت خدا مىرسانَد، چنانكه تفكر پيرامون افلاك، خورشيد، ماه، زندگى مردمان و آفريدگان و حتّى زندگى مورى خُرد كه چگونه حرمت مىكند و بارى برابر با هفت برابر وزن خود را بر سر حمل مىكند، در زندگى زنبور عسل كه چگونه خداوند ساختن كندوهايى چنين زيبا، دقيق و اندوختن عسل براى خود و ديگران را بدو الهام كرده است و نيز انديشه درباره گلها و طبيعت، انسجام ميان ارگانهاى طبيعى و پيكر خود ما اعم از چشم، دست، سلامتى و نگريستن به رنگها و نعمتهاى گونهگونى كه ما را در بر گرفتهاند، تفكّر در غم، شادى، گوناگونى رنگهاى بشرى، زبانها و هماهنگى امور طبيعى، همگى ما را به سوى خداوند يكتا رهنمود مىنمايند. ما هر گاه با بينش، انديشه كنيم شك نداريم كه خداوند از نزد خود بر معرفت و ايمان ما مىافزايد و اين همان عرفان اسلامى است كه ما را از گرايش به چپ و راست بىنياز مىكند. چنانكه از رابعه عدويه- كه يكى از متصوفان معروف- روايت مىشود كه در روزى بهارى و آفتابى در اتاق كاملًا تاريك خود نشسته بود و خدمتكار آن او را به بيرون آمدن از اتاقش دعوت كرد تا از منظره گلها، درختان و زيبايى جذاب ساحل رود دجله،
[١] - سوره آل عمران، آيه ١٩١.