اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦١ - خداوند، وسيله شناخت خود
وَالْعِصْيَانَ أُولئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ* فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ [١].
«... ولى خدا ايمان را محبوب شما ساخت و آن را در دلتان بياراست، كفر، فسق و عصيان را در نظرتان مكروه گردانيد، اينان خود راه يافتگانند، (اين هدايت) بخشش و نعمتى است از جانب خدا، خدا دانا و حكيم است.»
در اين سياق شريف اشارات روشنى است در اين كه فضل پروردگار از مرزهاى معرفت و علم فراتر مىرود و تا احساسات را نيز كه هم مجموعه علم است در برگيرد. اينها همه رحمت و منّتى است از سوى خداوند كه تا بر معرفت عارف و ايمان مؤمن افزوده گردد، در دعا مىخوانيم: «خدايا تو به من اجازه دعا و درخواست دادى، پس اى شنوا! ستايش من را بشنو و اى رحيم! دعاى مرا پاسخ گو و اى بخشنده! از لغزش من چشم پوش.» [٢] پس انسان، اين بنده ناتوانى كه نَه مالك سود و نَه زيانى براى خود است، بلكه او ذرّهاى بغايت كوچك است كه در برابر خداوند آسمانها و زمين ارزشى ندارد، نمىتواند خدا را بر اساس شناخت خود شناسايى كند.
آيه ديگرى مىفرمايد:
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ... [٣].
«خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آوردهاند و آنها را از تاريكيها به نور در مىآوَرد...»
پس اگر گناهان به منزله تاريكى باشند، پس جهل و نقص شايستهتر خواهند بود كه به تاركى، توصيف شوند بويژه آن كه بايد اين دو را اساس گناهان و خطاها دانست و اين خداوند عزّوجلّ است كه بر انسان منّت نهاده و خود را بدو معرفى
[١] - سوره حجرات، آيات ٧- ٨.
[٢] - دعاى افتتاح از مفاتيح الجنان.
[٣] - سوره بقره، آيه ٢٥٧.