اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥١ - فلسفه قرآن
صرف كندوكاو در كتب اين و آن كند و به خواندن كتابهاى (راسل وژان رَاك روسو، ولتر، ويليام جيمس، كارت، كونت، ماركس، ماكس، و بر و ديگران) روى آورَد و نهج البلاغه، صحيفه سجاديه و ديگر دعاهاى رسيده از امامان عليهم السلام را با درونمايههاى معرفتىِ آنها، دانش فراوان و بينش عميق نهفته در هريك، به كنارى نهد. چگونه ممكن است انسانى خود را دوستدار اهل بيت بداند و فلسفهاش را از ديگران بستاند؟!
ما در قرآن كريم مىخوانيم:
فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ [١].
«پس بايد آدمى به خوراك و طعام خود بنگرد.»
و در تفسير اين آيه در حديث شريفى از امام باقر عليه السلام آمده است كه از امام درباره «طعام» پرسش كردهاند و حضرت عليه السلام فرمود: «علم اوست كه فرا مىگيرد، از چه كسى فرا مىگيرد؟»
همان گونه كه جانهاى تشنه از آشاميدن آب گنديده سر باز مىزنند و مشتاق سيراب شدن از آب پاك و تغذيه از خوراك سالمى هستند كه جانمايه جسم به شمار مىآيد، نفس مؤمن نيز از انحرافات، خرافات و اساطير سرباز مىزند و به انديشهاى سالم مىگرايد كه از هرگونه آلايش تهى باشد؛ انديشهاى كه به سهم خود، خوراك روح را تشكيل مىدهد، در غير اين صورت خداوند متعال تا روز رستخيز او را گرفتار سردرگمى مىكند، كه حتّى يك انديشه مىتواند آدمى را به دورىِ آسمان از زمين، به كژراهه ببرد.
هنگامى كه ما در نماز خود روى به خدا مىكنيم و از او مىخواهيم:
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ* صرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّآلِّينَ [٢].
[١] - سوره عبس، آيه ٢٤.
[٢] - سوره فاتحه، آيات ٦- ٧.