الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٢ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
يستفتونك قل اللّه يفتيكم فى الكلالة ( اى پيغمبر از تو درباره كلاله فتوى مىخواهند بگو خداوند براى شما درباره كلاله اينچنين فتوى مىدهد).
شاهد در « يستفتونك » و « يفتيكم » است كه با هم بر سر « فى الكلالة» نزاع داشته و دوّمى را در آن عمل داده و اوّلى را در ضميرش و سپس ضمير را بجهت فضله بودن حذف نمودهايم و «قلاللّه يفتيكم» جواب است براى سؤال يعنى « يستفتونك » .
يا امثال اين امور از انحاء ارتباط.
سپس مصنّف مىگويد:
گفتن: قام قعد زيد، جايز نيست زيرا بين ايندو عامل (قام و قعد) هيچ گونه ارتباطى وجود ندارد و بخاطر همين امر كه بين دو عامر متنازع واجب است ارتباط باشد قول كوفيّون باطل است، ايشان مىگويند: كلام امرء القيس از باب تنازع است، امرء القيس گفته است:
|
و لو انّ ما اسعى لادنى معيشة |
كفانى و لم اطلب قليل من المال |
يعنى: اگر سعى نموده بودم براى زندگانى بىآلايش و پائينى اندكى از مال مرا كفايت كرده بود و ديگر طالب شرف و ملك و عزّت نبودم.
كوفيّون در ذيل اين بيت گفتهاند:
« كفانى » و « لم اطلب» هردو بر سر « قليل من المال» نزاع كردهاند و شاعر اوّلى يعنى « كفانى » را در آن عمل داده و دوّمى يعنى « لم اطلب» را در ضميرش و ضمير بجهت فضله بودن حذف گرديده و اين بيت خود شاهد و دليل است بر رجحان عمل نمودن عامل اوّل زيرا شاعر فصيح بوده و اين معنا (عمل دادن عامل اوّل) را مرتكب شوده و ملتزم گرديده بحذف مفعول از عامل دوّم و با اينكه مىتوانسته دوّمى را عمل دهد و از حذف خود را رها سازد معذلك بآن مبادرت ننموده و اين خود شاهد بارزى است بر رجحان اعمال عامل اوّل.
مصنّف گويد:
بنظر ما صواب اينستكه اين بيت از باب تنازع نمىباشد زيرا مطلوب دو