الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٥٢ - امورى كه فعل لازم را با آنها متعدى مىكنند
عين الفعل متعدّى نمودهاند.
ابو على فارسى اينطور پنداشته كه تضعيف عين الفعل بمنظور مبالغه است نه تعدّى زيرا بسا فعل ثلاثى مجرّدى كه باين باب مىبرند قبلا نيز متعدّى بوده همچون « سار » كه در آن سرت زيدا (سير دادم زيد را) مستعمل است قهرا وقتى آنرا بباب تفعيل برديم منظور از آن مبالغه است نه تعدّيه و نيز مانند قول شاعر يعنى خالد بن زهير:
|
فلا تجز عن من سيرة انت سرتها |
فاوّل راض سنّة من يسيّرها |
يعنى: راهى را كه رفتهاى نه پيماى پس اوّلين راضى از راه نيكى كسى است كه آن راه را به پيمايد.
شاهد در « يسيرها » است كه بواسطه تشديد عين الفعل متعدّى گرديده است.
مصنّف گويد:
در استدلال ابو على اشكال و مناقشه است زيرا استعمال كلمه « سرته » قليل و بكار بردن « سيّرته » فراوان و بسيار است بلكه برخى از ادباء گفتهاند استعمال « سرته » اساسا جايز نيست و آمدنش در بيتى كه ذكر شد از باب اسقاط باء حرف جرّ مىباشد كه اعراب بمنظور توسّع (منصوب بنزع خافض) باين امر مبادرت مىورزند، بنابراين نمىتوان گفت كلمه « سرته » بدون تشديد عين الفعل متعدّى بوده و تشديد صرفا به منظور مبالغه است بلكه بايد پذيرفت كه بردن اينكلمه بباب تفعيل صرفا براى تعديه است.
سپس مصنّف مىگويد:
گاهى تعديه بوسيله (باء) و تضعيف عين الفعل با هم جمع مىشوند يعنى فعل واحدى را هم با باء استعمال كرده و هم عين الفعلش را مشدّد مىكنند چنانچه از فرموده حقتعالى آمده است:
نزّل عليك الكتاب بالحقّ مصدقا لما بين يديه و انزل التّورية و الانجيل من قبل هدى للنّاس.