الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤ - ملاك و مناط امتياز اسم از خبر
و قوله:
|
... |
يكون مزاجها عسل و ماء |
و أمّا قراءة ابن عامر « أولم تكن لهم آية أن يعلمه» بتأنيث تكن و رفع آية، فان قدرت « تكن » تامّة فاللّام متعلّقة بها و آية فاعلها، و « ان يعلمه» بدل من آية، او خبر لمحذوق أى هى أن يعلمه، و إن قدّرتها ناقصة فاسمها ضمير القصّة، و « أن يعلمه» مبتدأ و آية خبره، و الجملة خبر كان، أو آية اسمها، و لهم خبرها، و « أن يعلمه» بدل أو خبر لمحذوف.
و امّا تجويز الزّجاج كون آية اسمها و « أن يعلمه» خبرها فردّوه لما ذكرنا.
و اعتذر له بأن النّكرة قد تخصّصت بلهم.
ترجمه:
حالت سوّم
حالت سوّم اينستكه دو اسم مزبور از حيث معرفه و نكره با هم مختلف باشند يعنى يكى نكره و ديگرى معرفه آورده شده.
حكم آنستكه نكره را بايد خبر قرار داد مانند: كان زيد قائما (زيد ايستاده است).
شاهد در « زيد » و « قائم » است كه اوّلى معرفه بوده فلذا اسم « كان » و قائم نكره بوده از اينرو خبر آن قرارش دادهايم.
و عكس آن جايز نبوده و نمىتوان گفت: كان قائم زيدا مگر در حال ضرورت همچون قول قطامى:
|
قفى قبل التّفرّق يا ضباعا |
و لا يك موقف منك الوداعا |
يعنى: اى ضباعه قبل از جدا شدن از يكديگر بايست و خدا كند كه در محلّ ايستادن از تو وداع نباشد شاهد در « موقف » و « الوداعا » است كه اوّلى با اينكه نكره است اسم « يك » و دوّمى كه معرفه است خبرش آورده شده و اين بخاطر ضرورت شعرى است.
و نيز مانند قول حسّان بن ثابت انصارى: