الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤ - شرح اعراب اسماء شرط و اسماء استفهام و امثال اينها
عمّ يتسائلون (از چه سؤال مىكنند؟)
شاهد در « ما » استفهاميّه است كه حرف جارّ يعنى « عن » بر سرش داخل گرديده و محلّا مجرور شده است.
و مانند: صبيحة اىّ يوم سفرك (صبح چه روزى سفر شما مىباشد؟).
شاهد در « اىّ » استفهاميّه است كه مضاف يعنى « صبيحه » بر سرش داخل گشته و محلّا مجرور مىباشد.
و نيز مثل: غلام من جائك (فرزند چه كسى نزد شما آمد؟).
شاهد در « من » استفهاميّه است كه مضاف يعنى غلام بر سرش داخل گشته و محلّا آنرا مجرور نموده است.
حال اگر حرف جرّ يا مضاف بر سر آنها داخل نگرديد در صورتيكه بمعناى زمان يا مكان و يا حدث و واقعهاى باشند اعرابشان محلّا نصب است تا در صورت استفاده زمان و مكان از آنها مفعول فيه و در فرض دلالت بر حدث و واقعهاى مفعول مطلق باشند مانند امثله ذيل:
ايّان يبعثون ( در چه زمانى برانگيخته مىشوند).
شاهد در « ايّان » است كه بمعناى زمان بوده و مفعول فيه براى « يبعثون » مىباشد.
فاين تذهبون ( پس بكجا مىرويد).
شاهد در « اين » است كه بمعناى مكان بوده و مفعول فيه براى « تذهبون » مىباشد.
اىّ منقلب ينقلبون ( بچه كيفرگاه و دوزخى بازگشت مىنمايند).
شاهد در « اىّ » است كه بملاحظه مضاف اليهش كه مصدر است مفعول مطلق براى « ينقلبون » مىباشد.
و اگر حال بدينمنوال نبود يعنى ادات مزبور نه جارّ و نه مضاف اليه بر آنها داخل شده و نه بمعناى زمان و مكان و حادثهاى بودند در صورتيكه اسم مرفوع نكره بعدشان باشد مانند: