الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤١٥ - مقاله زمخشرى
برخى از ادباء گفتهاند:
كلمه « بين » ظرف بوده و فاعل فعل (تقطع) ضميرى است مستتر در آنكه يا بمصدر فعل رجوع نموده و تقدير كلام لقد وقع التّقطّع بينكم مىباشد و يا بوصل رجوع كرده و تقدير لقد تقطع الوصل است چه آنكه «وما نرى معكم شفعائكم» كه ذيل آيه بوده دلالت بر تهاجر داشته و آن مستلزم عدم تواصل مىباشد و يا ضمير مذكور به «ماكنتم تزعمون» رجوع مىكند بنابر اينكه دو فعل يعنى « تقطع » و « ضلّ » بر سر «ماكنتم تزعمون» با هم تنازع داشته باشند يعنى هريك طالب فاعل بوده و به «ماكنتم الخ» بعنوان فاعل نياز دارند فلذا دوّمى را در آن و اوّلى را در ضميرش عمل دادهايم.
سپس مصنّف گويد:
و مؤيّد اين تأويل كه ضمير مستتر فاعل بوده و كلمه « بين » ظرف مىباشد قول شاعر يعنى صخر است كه گفته:
|
اهمّ بامر الحزم لو استطيعه |
و قد حيل بين العير و النّزوان |
يعنى: قصد نمودم بامر احتياط (يعنى كشتن آن زن) در صورت تمكّن و داشتن قدرت در حاليكه مانعى ممانعت نمود بين حمار و جستن آن بر مادهاش كنايه از اينكه ضعف و ناتوانى من از كشتن وى مانع گرديد.
شاهد در ضمير مستتر « حيل » است كه بمصدر آن يعنى « الحول » راجع بوده و لفظ « بين » ظرف واقع شده و اينمعنا مؤيّد تأويلى است كه در آيه ذكر شد.
شرح
قوله: لقد تقطّع بينكم الخ: آيه (٩٤) از سوره انعام.
قوله: قاله الاخفش: ضمير منصوبى در « قاله » به استدلال بآيه مذكور عود مىكند.