الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٦ - مبحث عطف بر دو معمول دو عامل مختلف
ليس لزم العطف على معمولى عاملين، و ان كان فاعلا بقاصر لزم عدم الارتباط بالمخبر عنه، اذ التّقدير حينئذ فليس منهيّها بقاصر عنك مأمورها.
و قد اجيب عن الثّانى بأنّه لما كان الضّمير فى مأمورها عائدا على الامور كان كالعائد على المنهيّات، لدخولها فى الامور.
ترجمه:
اشكال ديگر بر سيبويه
و از عباراتى كه مىتوان با آن بر سيبويه اشكال نمود قول سنبسى است، وى مىگويد:
|
هوّن عليك، فانّ الامور |
بكفّ الاله مقاديرها |
|
|
فليس باتيك منهيّها |
و لا قاصر عنك مأمورها |
يعنى: كارها را بر خود آسان بشمار چه آنكه امرها در دست با قدرت حقتعالى است كه آنها را تقدير و اندازهگيرى مىنمايد پس امور مورد نهى بنزد تو هرگز نيامده همانطوريكه امور مورد فرمان و دستورش ابدا از تو قاصر نخواهند بود يعنى آنچه بايد بتو برسد البتّه بتو خواهد رسيد و آنچه نبايد بتو برسد قطعا نخواهد رسيد.
شاهد در « قاصر عنك» است كه معطوف به « باتيك » بوده و « مأمورها » به « منهيّها » عطف گرديده بنابراين بر دو معمولى كه داراى دو عامل مختلف هستند دو اسم عطف شده و اين از امورى است كه بواسطهاش مىتوان بر سيبويه اشكال نمود.
مصنّف گويد:
وجه اشكال بر سيبويه اينستكه:
« قاصرا » معطوف است بر مجرور « باء » پس اگر « مأمورها » بر مرفوع « ليس » يعنى « منهيّها » معطوف باشد عطف بر دو معمولى كه داراى دو عامل مختلف هستند لازم مىآيد و اگر « مأمورها » را فاعل « قاصر » بدانيم لازم مىآيد كه ارتباطى به مخبر عنه نداشته باشد زيرا در اين فرض تقدير چنين مىباشد: