الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧ - امور فارق بين حال و تمييز و مشتركات بين آندو
ترجمه:
امر پنجم
پنجمين امرى كه موجب افتراق حال از تمييز است اينكه:
حال بر عاملش مقدّم مىشود مشروط باينكه عامل فعل متصرّف يا وصفى كه سبيه بآن است باشد مانند: فرموده حقتعالى: خشّعا ابصارهم يخرجون ( از قبرها بيرون مىآيند در حاليكه بخوارى چشمها بر هم نهند).
شاهد در « خشّعا » است كه حال بوده و بر عاملش كه فعل متصرّف است يعنى « يخرجون » مقدّم شده.
و نيز مانند قول رؤبة بن عجّاج:
|
عدس ما لعباد عليك امارة |
امنت و هذا تحملين طليق |
يعنى: اى قاطر براى عبّاد بن زياد بر تو حكمى و تسلّطى نيست ايمن شده اى تو و آنكسيكه برداشتهاى او را از حبس و زندان رها شده است.
شاهد در « و هذا تحملين» است كه حال بوده و بر عاملش كه وصف شبيه بفعل متصرّف است يعنى « طليق » مقدّم گرديده است و تقدير آن « هذا طليق محمولا لك» مىباشد.
و اينمعنا در تمييز بنابر قول صحيح جايز نيست يعنى تمييز بر عاملش هرگز مقدّم نمىشود ولى ابن مالك مىگويد در تمييز نيز حكم آنستكه تقدّمش بر عامل جايز مىباشد و براى اثبات آن به دو دليل تمسّك نموده است:
١- قول ربيعة بن مقروم:
|
رددت بمثل السّيّد نهد مقلّص |
كميش اذا عطفاه ماء تحلّبا |
يعنى: بسا اسبان وارد شونده چند كه ازخود بازگرانيدم در مقابل اسبى كه مانند گرگ چاقى كه دست و پايش بلند بوده و در حركت سريع است مىباشد بطورى كه هرگاه عرق مىنمود در پهلويش جارى مىشد از حيث آب.
شاهد در « ماءا » است كه تمييز بوده و بر عاملش مقدّم گرديده.
٢- قول شاعر: