الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٧ - اشكال و ايرادات مصنف بر دليل ابن طراوه
ترجمه:
امر هشتم
امر هشتم از فروق هشتگانه اينستكه عطف بيان در تقدير از جمله ديگر محسوب نمىشود بخلاف بدل كه اينچنين است و بخاطر همين است كه در مثال: « هند قام عمرو اخوها» جايز نيست « اخوها » را بدل از « عمرو » قرار دهيم ولى عطف بيان آوردنش از آن جايز است.
مؤلّف گويد:
وجه عدم جواز بدليّت آنستكه در مثال مذكور « هند » مبتداء بوده و « قام عمرو» خبر مىباشد و در اين خر رابطى نيست كه بمبتداء برگردد لذا خبر بودن اينجمله از « هند » صحيح نيست حال اگر « اخوها » را بدل از « عمرو » فرض كنيم در تقدير جزء جملهاى است كه خبر مبتداء نمىتواند باشد ولى اگر آنرا عطف بيان بدانيم محذور ياد شده لازم نمىآيد زيرا اگر چه در متبوع رابطى نيست كه به مبتداء برگردد ولى همين قدر كه در تابع اين رابط بود كفايت مىكند لذا عطف بيان در نيّت از جمله غير خبر محسوب نمىشود و نيز در مثال « مررت برجل قام عمرو اخوه» ممتنع است « اخوه » بدل از « عمرو » باشد زيرا جمله « قام عمرو» بعنوان صفت براى « رجل » آمده و از رابط خالى است لذا صفت واقع شدنش نبايد صحيح باشد از اينرو اگر « اخوه » بدل از « عمرو » باشد در نيّت جزء جملهاى مىگردد كه جمله صفتيّه نيست در حاليكه اگر آنرا عطف بيان فرض كنيم اين محذور پيش نمىآيد زيرا اگر چه جمله « قام عمرو» مشتمل بر ضمير موصوف نيست ولى همين مقدار كه عطف بيان از « عمرو » يعنى « اخوه » واجد چنين ضميرى باشد صلاحيّتش براى صفت واقع شدن تأمين مىگردد.
و همچنين در مثال « زيدا ضربت عمرا اخاه»، « اخاه » را بدل از « عمرا » نمىتوانيم قرار دهيم زيرا « ضربت » فعلى است كه از « زيدا » روى گردانيده و على القاعده بايد در ضميرى عمل كند كه به « زيد » راجع است