الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٠ - اشكال مصنف بقول ادباء
بتحقيق صبح مىنموده و بدنبال صيد مىرفتم در حاليكه مرغان هنوز در آشيانههاى خود بودند و سوار بر اسبى مىشدم كه اين صفت داشت كوتاه موى و سريع السير بوده بطورى كه از سرعت سير اجازه نمىداد صيد از چنگالش فرار كند و نيز صفتش اين بود كه هيكلى چاق و سمين داشت.
شاهد در « و الطّير فى وكناتها» است كه همچون « و البحر يمدّه» بوده و از ضميرى كه به ذو الحال راجع باشد خالى است.
و نيز مانند حالى است كه در اينجمله مىباشد:
جئت و الجيش مصطفّ (آمدم در حاليكه لشكر مرتّب و بصفّ درآمده بودند).
شاهد در « و الجيش مصطفّ» است كه حال بوده و همچون «والبحر يمدّه الخ» ضمير ذو الحال را رفع نداده و خلاصه آنكه حال در آيه شريفه از قبيل حالهائى است كه حكم ظروف را داشته و همچون آنها فاقد رابط مىباشد و بخار همين جهت است كه از ضمير ذو الحال عارى و برهنه است.
سپس مصنّف گويد:
و جايز است تقدير آيه « و بحرها» يعنى « و بحر الارض» باشد و بدين ترتيب در حال رابطى است كه به ذو الحال بر مىگردد.
شرح
قوله: و ممّا يشكل قولهم: ضمير در « قولهم » به نحاة راجع است و حاصل آنكه از مواردى كه بقول نحاة اشكال وارد است ...
قوله: انّ الجملة الاسميّة الخ: اين عبارت مقول قول نحاة است و خلاصه كلام آنكه:
نحاة در مثال: جاء زيد و الشّمس طالعه گفتهاند جمله اسميّه « و الشّمس طالعة» حاليّه است.
باين كلام دو اشكال وارد است: