الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨١ - سهو ابن مالك و نقل كلام غريب از ابو حيان
ابو حيّان مىگويد نمىتوان « ما » را شرطيّه فرض كرد چون در اينفرض مىبايد « عملت من سوء» را جمله شرطيّه دانست و « تودّ » دليل جواب مىباشد و همانطورى كه سيبويه معتقد است دليل جواب رتبهاش بر شرط مقدّم است و وقتى چنين بود كلمه « بينه » نيز كه در دليل جواب ذكر شده و از متعلّقات آن مىباشد بايد رتبهاش بر شرط مقدّم باشد لاجرم ضمير مجرورى آنكه به « ما » عود مىكند مستلزم عود ضمير بر متأخّر لفظى و رتبى بوده و آن جايز نيست لذا براى اينكه چنين اشكالى پيش نيايد نمىتوان « ماء » را شرطيّه فرض نمود.
مصنّف مىگويد:
اينكلام از ابو حيّان بسيار شگفتانگيز مىباشد زيرا ضمير در « بينه » فعلا و در همين تركيب موجود به « ماء » راجع بوده كه در لفظ متقدّم مىباشد اگر چه ماء شرطيّه فرض شود حال اگر از شرطيّه بودن « ماء » منع كنيم معنايش منع از عود ضمير بر چيزى است كه در لفظ متقدّم است، بنابراين لازمه تقريرى كه از ابو حيّان گذشت اينستكه وى از عود ضمير بر متقدّم لفظى منع كرده است و آن بسيار عجيب مىباشد.
و حاصل اشكال مصنّف بر ابو حيّان اينستكه:
اگر چه « ماء » شرطيّه بوده و جمله « تودّ » دليل جواب باشد و در واقع مقدّم بر « ماء » فرض شود و بدين ترتيب ضمير در « بينه » به متأخّر لفظى و رتبى عود كند هيچ اشكالى ندارد زيرا درتركيب فعلى آيه « ماء » بر ضمير در « بينه » لفظا متقدّم است و ضمير بر متقدّم لفظى عود مىكند لاجرم منع از شرطيّه بودن « ماء » معنايش منع از عود ضمير بر متقدّم لفظى است.
بلى، اگر « تودّ » با متعلّقاتش بر « ماء » مقدّم شود البتّه عود ضمير بر متأخّر لفظا و رتبة لازم مىآيد ولى اين امر در تركيبى ديگر غير از تركيب موجود فعلى مىباشد، بنابراين در عبارت فعلى آيه هيچ اشكالى از شرطيّه بودن ماء وجود ندارد.
سپس مصنّف در مقام تشديد اشكال و ردّ بر ابو حيّان مىگويد: