الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٢ - سهو ابن مالك و نقل كلام غريب از ابو حيان
اينكه ابو حيّان از شرطيّه بودن « ماء » منع نمود و علّتش را اين قرار داد كه در اينفرض جمله « تودّ الخ» دليل جواب شده و در نيّت تقديم است و تقديمش موجب عود ضمير بر متأخّر لفظا و رتبة مىباشد لذا نبايد ماء را شرطيّه دانست.
لازمهاش آنستكه از تركيب در « ضرب زيدا غلامه» نيز بايد منع نمايد زيرا « زيد » چون مفعول است و غلامه فاعل مىباشد پس « زيد » در نيّت تأخير بوده لاجرم عود ضمير در « غلامه » بر متأخّر لفظا و رتبة لازم مىآيد در حاليكه احدى از ادباء حتّى خود ابو حيّان از اين تركيب و عبارت منع ننموده و سرّ آن همين است كه در عبارت موجود فعلى اشكال عود ضمير بر متأخّر لفظا و رتبة لازم نمىآيد، بلى اگر در تركيب ديگر « غلامه » را بر « زيد » مقدّم كنيم البتّه اشكال مذكور پيش آمده منتهى همانطوريكه گفتيم اين اشكال لازمه تركيب ديگر است نه تركيب فعلى و موجود.
و ابو حيّان خود ملتفت چنين اشكالى شده و دانسته است كه تقرير سابقش مستلزم اين ايراد و محذور مىباشد لاجرم بين آيه و مثال مذكور فرقى گذارده كه هيچ قابل اعتماد و استناد نيست.
و امّا اينكه ابو حيّان چطور عود بر متأخّر لفظا و رتبة را اجازه داده:
وى در ذيل فرموده حقتعالى: ثمّ بدالهم من بعد ما راوا الآيات ليسجننّه ( با اينكه دلائل و علامات پاكدامنى و عفّت را در يوسف ديدند باز چنين صلاح ديدند براى مدّتى وى را در زندان نمايند) مىگويد: فاعل « بدا » ضميرى است كه به سجن عود مىكند و سجن از كلمه « ليسجننّه » فهميده مىشود.
پرواضح است كه لازمه اين بيان عود ضمير بر متأخّر لفظا و رتبة مىباشد.
شرح
الكلام الغني،شرح فارسى بر باب رابع مغنى ؛ ص٢٨٢
قوله: غير هذا: يعنى غير از وجهى كه براى ابو حيّان واقع شده.