الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٣ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
( و الثّانى) نحو قولهم: « السّمن منوان بدرهم» اى منوان منه بدرهم، و قولهم: « شرّ اهرّذاناب» و:
|
قدر أحلّك ذا المجاز ... |
... |
اذا المعنى شرّ اىّ شرّ و قدر لا يغالب،
( و الثّالث) نحو « رجيل جاءنى» لانّه فى معنى رجل صغير، و قولهم « ما احسن زيدا» لانّه فى معنى شيء عظيم حسّن زيدا، و ليس فى هذين النّوعين صفة مقدّرة فيكونا من القسم الثّانى.
ترجمه:
مورد اوّل
مورد اوّل از موارد دهگانه اينست كه مبتداء نكرهاى باشد كه برايش موصوف آوردهاند اعمّ از آنكه صفت در لفظ آمده يا در تقدير بوده و يا در معنا باشد:
موردى كه صفت در لفظ آمده باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
و اجل مسمّى عنده ( و زمانيكه معيّن است نزد او).
شاهد در « اجل » بوده كه مبتداء واقع شده و نكرهاى است كه برايش در لفظ صفت آوردهايم و آن عبارتست از « مسمّى » .
و نيز نظير آنچه در اين آيه آمده:
الكلام الغني،شرح فارسى بر باب رابع مغنى ؛ ص١٢٣
و لبعد مؤمن خير من مشرك ( و هر آينه بندهاى مؤمن بهتر است از مشرك).
شاهد در « عبد » است كه نكره بوده و مبتداء واقع شده و برايش در لفظ صفت يعنى « مؤمن » آورده شده است.
و همچنين مثل آنچه در مثال ذيل آمده:
رجل صالح جائنى (مردى نيكو عمل نزد من آمد).