الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢ - ملاك و مناط امتياز اسم از خبر
لزوم اسم قرار دادن ضمير مىباشد.
قوله: فلا يتأتى دخول التّنبيه عليه: ضمير در « عليه » به ضمير بر مىگردد.
قوله: على انّه سمع: كلمه « على » يعنى علاوه و ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد.
قوله: لانّه لا يوصف: ضمير در « لانّه » به مصدر معرف راجع است.
قوله: كما انّ الضّمير كذلك: يعنى ضمير نيز موصوف قرار نمىگيرد.
قوله: فلذا قرأت السّبعة: مقصود از « السّبعه » قرّاء هفتگانه بوده كه قرائت ايشان معتبر و قابل اعتماد است و آنها عبارتند از:
نافع بن عبد اللّه، عبد اللّه بن كثير، عاصم بن ابى بخور كوفى، ابو عمرو زيان بن علاء، ابو عمران بن عامر، حمزة بن حبيب ريّان، على بن حمزه كسائى.
قوله: ما كان حجّتهم الّا ان قالوا: آيه (٢٥) از سوره جاثيه.
قوله: فما كان جواب قومه الخ: آيه (٨٢) از سوره اعراف.
متن:
الحالة الثّانية
ان يكونا نكرتين، فان كان لكلّ منهما مسوّغ للاخبار عنها فانت مخيّر فيما تجعله منهما الاسم و ما تجعله الخبر، فتقول: « كان خير من زيد شرّا من عمرو» او تعكس، و ان كان المسوّغ لاحداهما فقط جعلتها الاسم نحو « كان خير من زيد امرأة».
ترجمه:
حالت دوّم
حالت دوّم اينستكه هردو اسم نكره باشند و براى آنها دو صورت وجود دارد:
الف: آنكه هريك داراى مسوّغ براى اخبار از آنها باشند.
ب: آنكه تنها براى يكى از آنها مسوّغ باشد.
در صورت اوّل مخيّر هستيم يعنى هركدام را كه بخواهيم مىتوانيم اسم