الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧ - مناط افتراق عطف بيان و بدل
شاهد در ضمير منصوبى « لا تلمه» بوده كه موصوف است براى « البائسا » و اين صفت بمنظور ترحّم آورده شده است زمخشرى در ذيل آيه شريفه «جعلاللّه الكعبة البيت الحرام» مىگويد:
« البيت الحرام» عطف بيان است براى « الكعبة » و بر سبيل مدح آورده شده چنانچه در صفت گاهى آنرا باين منظور مىآورند نه آنكه بقصد توضيح متبوعش ذكر گرديده، بنابراين مثل چنين گفتهاى در عطف بيان بنابر قول كسائى ممتنع نيست يعنى ممكنست طبق گفته كسائى در نعت كه گاهى صفت بمنظور مدح و زمانى بجهت ذمّم و پارهاى اوقات بقصد ترحّم از ضمير آورده مىشود در عطف بيان نيز اين معنا جارى گردد.
و بهر تقدير گفته شد عطف بيان نه تابع براى ضمير واقع مىشود و نه اساسا ضمير عطف بيان مىآيد و امّا بدل باتّفاق ادباء براى ضمير واقع مىگردد مانند:
و نرثه ما يقول (وارث مىبريم آنرا يعنى آنچه را كه در گفتار داشت).
شاهد در « ما يقول» است كه بدل از ضمير منصوبى در « نرثه » مىباشد.
و نيز مانند:
و ما انسانيه الّا الشّيطان ان اذكره ( و از يادم نبرد آنرا مگر شيطان).
شاهد در « ان اذكره» بوده كه بدل از « هاء » در انسانيه مىباشد.
زمخشرى در آيه «اناعبدوا اللّه الخ» گفته است:
اين عبارت عطف بيان است از ضمير مجرورى در « الّا ما امرتنى به» و ممتنع است آنرا بدل از ضمير قرار دهيم.
مصنّف گويد:
اين كلام زمخشرى توهّمى است از وى كه پنداشته اگر «اناعبدوا اللّه» را بدل از ضمير قرار دهيم بعايد موصول اخلال وارد مىشود زيرا در فرض بدل، مبدل منه در حكم سقوط و طرح است لذا ضمير مجرورى در صورت