الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٨ - اشكال و ايرادات مصنف بر دليل ابن طراوه
نداشته و افراد متعدّد را فرانمىگيرند واجد عموم و شمول است از اينرو اعرف از « المسكين » نبوده لاجرم بدليّت « المسكين » در اينمثال بدون محذور و اشكال مىباشد.
قوله: و انّما يفارق الخ: اين عبارت دنباله مقاله سيبويه است و حاصل آنكه گفتيم بين بدل و عطف بيان از اين نظر فرقى نبوده و هردو مشتمل بر تبيين متبوع خود مىباشند.
بلى فرقى كه بين ايندو وجود دارد اينستكه بدل بمنزله جملهاى است كه آنرا بمنظور تبيين از نو آوردهاند چه آنكه حضرات جملگى گفتهاند: انّ البدل فى نيّة تكرار العامل.
ولى در عطف بيان تبيين با جمله صورت نگرفته بلكه مفرد محض مبيّن متبوع مىباشد.
قوله: فى انّه بمنزلة جملة الخ: ضمير در « انّه » به « بدل » راجع است.
متن: و الثّانى: انّ اللّفظ المكرّر اذا اتّصل به ما لم يتّصل بالاوّل كما قدّمنا اتّجه كون الثّانى بيانا بما فيه من زيادة الفائدة، و على ذلك اجازوا الوجهين فى نحو قوله:
|
يا زيد زيد اليعملات الذّبّل |
و ... |
و ...
|
يا تيم تيم عدىّ ... |
... |
اذا ضممت المنادى فيهما.
ترجمه:
اشكال دوّم
اشكال دوّم اينستكه در جائيكه عين لفظ تكرار شده اگر بلفظ دوّم عبارتى متّصل بوده كه باوّل اتّصال نداشته باشد چنانچه مثالش قبلا گذشت لفظ ثانى بيان است براى اوّل زيرا در اين لفظ ازدياد فائده بوده و آنچه از آن