الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٩٩ - مقاله زمخشرى
شاهد در « شفا حفرة» است كه شفا بواسطه اضافه به « حفرة » كسب تأنيث نموده لذا ضمير در « منها » كه مؤنّث است بآن برمىگردد.
و احتمال آن نيز هست كه ضمير مزبور « منها » به « النّار » راجع باشد ولى اين احتمال بعيد است زيرا اهل نار در آن نبوده مگر آنكه از آن نجات مىيابند و بدين ترتيب اثبات مدّعى بدون دليل مىماند چنانچه اصل در آيه قبلى «فلهعشر حسنات امثالها» ممكنست باشد و بدين ترتيب معدود موصوفى است كه حذف شده يعنى « حسنات » و آن مؤنّث است.
و در همين باره نيز مىتوان به بيت اغلب عجلى متمسّك شد، وى مىگويد:
|
طول اللّيالى اسرعت فى نقضى |
نقضن كلّى و نقضن بعضى |
يعنى: درازى شبها در شكستن و فرسودگى من شتاب نمود، شكستند تمام اعضاء مرا يا برخى از آنها را.
شاهد در اضافه شدن « طول » است به « اللّيالى » كه از آن كسب تأنيث نموده بدليل آنكه خبرش يعنى « اسرعت » مؤنّث آمده است.
و باز در همين باره مىتوان به بيت مجنون استدلال نمود، وى مىگويد:
|
و ما حبّ الدّيار شغفن قلبى |
و لكن حبّ من سكن الدّيار |
يعنى: و نيست دوستى خانه كه قلب و دل مرا مسرور نموده باشند ولى دوستى ساكنين ديار دلم را شاد و مسرور كرده است.
شاهد در اضافه شدن « حبّ » است به « الدّيار » كه از آن كسب تأنيث كرده فلذا « شغفن » بصيغه مؤنّث آورده شده.
و در همين رابطه مىتوان باز به بيتى كه سيبويه انشاد كرده تمسّك جست و آن اينست:
|
و تشرق بالقول الّذى قد اذعته |
كما شرقت صدر القناة من الدّم |
يعنى: و نگاه مىدارى در زبان سخن آنچنانى را كه فاش كردهاى آنرا همانطورى كه سينه نيزه خون را نگاه مىدارد.