الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠١ - مقاله زمخشرى
يعنى از دوستى كه مانند « ماء » ناقص است دورى نما و نيز احتراز كن از كسيكه همچون عمرو بين عرب و عجم ضرب المثل شده چه آنكه دوست بد انسان را پست مىكند و شاهد من بر اينمدعى اينمصرع است كه اعشى گفته: كما شرقت صدر القناة من الدّم.
و حاصل آنستكه انسان بايد از رفيق و دوست بد اجتناب و دورى كند تا عمل زشت او را كسب كند همانطوريكه « صدر » از « قناة » تأنيث را كسب نموده است.
مصنّف گويد: ا مقصود ابن حزم از « ماء » كنايه از مردى است كه همچون « ماء موصوله» ناقص مىباشد و از « عمرو » دارنده زيادى است كه آن زيادى مال او نيست چنانچه « عمرو » واو را در كتابت اخذ كرده در حاليكه از آن او نيست.
و بهر تقدير شرط اينمسئله (مسئله كسب تأنيث از مضاف اليه) و مسئله قبلى (مسئله كسب تذكير از مضاف اليه) اينستكه بتوان از مضاف مستغنى بوده و مضاف اليه را بجاى آن قرار داد، بنابراين جايز نيست بگوئيم امة زيد جاء (كنيز زيد آمد) چنانچه گفتن غلام هند ذهبت (بنده هند رفت) نيز صحيح نمىباشد چون در مثال اوّل نمىتوان « زيد » را بجاى « امه » و در مثال دوّم « هند » را بجاى « غلام » قرار داد زيرا معنى فاسد مىگردد و بخاطر همين جهت است كه ابن مالك در كتاب « توضيح » قول ابو الفتح را ردّ نموده، ابو الفتح در توجيه قرائت ابو العاليه «لاتنفع نفسا ايمانها» بتأنيث فعل گفته است:
اين تأنيث از باب « قطعت بعض اصابعه» مىباشد يعنى مضاف از مضاف اليه كسب تأنيث نموده است:
وجه ردّ اينكلام آنستكه:
مضاف اگر ساقط گردد بايد بگوئيم: نفسا لا تنفع يعنى مفعول كه « نفسا » باشد بايد مقدّم شود تا ضمير مستتر مرفوع در « لا تنفع» كه در فاعليّت از « ايمان » نيابت كرده بآن رجوع كند چه آنكه فاعل « لا تنفع» قبل از حذف