الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣ - امورى كه موجب جواز نكره آوردن مبتدا مىباشند
در ايندو مثال دو كلمه « شجره » و « بقره » نكره بوده و مبتداء واقع شدهاند و چون ثبوت سجود براى درخت در مثال اوّل و تكلّم براى گاو در مثال دوّم از امور غير متعارف است لاجرم در اخبار از نكره فائده مىباشد از اينرو ابتداء بآنها جائز است بخلاف « رجل مات» مردى مرد و يا امثال اين مثال كه در اخبار از آنها هيچ فائدهاى وجود ندارد.
شرح
قوله: ففى الاخبار به عنها فائدة: ضمير در « به » به خبر و در « عنها » به نكره عود مىكند.
متن:
و التّاسع
ان تقع بعد اذا الفجائيّة نحو « خرجت فاذا اسد او رجل بالباب»، اذ لا توجب العادة الّا يخلو الحال من أن يفاجئك عند خروجك اسد أورجل.
ترجمه:
نهم
مسوّغ و مجوّز نهم آنستكه نكره بعد از « اذا » فجائيّه قرار بگيرد مانند:
خرجت فاذا اسد بالباب.
( بيرون شدم پس ناگهان شيرى جنب درب ايستاده بود).
يا خرجت فاذا رجل بالباب.
( خارج شدم پس ناگهان مردى نزديك درب ايستاده بود).
شاهد در « اسد » و « رجل » بوده كه نكره هستند و چون بعد از « اذا » فجائيّه قرار گرفتهاند ابتداء بآنها جائز است زيرا عادتا اينطور نيست كه در وقت خروج از مكانى شير يا مردى درب آنجا ايستاده باشند تا در اخبار از آن فائدهاى نبوده و بدينوسيله مبتداء واقع شدن نكره صحيح نباشد.