الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٤ - مسئله سوم در بيان محل ضمير فصل
مصنّف گويد:
بنابر قول خليل اسماء افعال نيز بعقيده آنانكه آنرا معمول براى هيچ عاملى نمىدانند مانند ضمير فصل مىماند همانطورى كه الف و لام موصوله نيز چنين مىباشد يعنى با اينكه اسم است محلّى از اعراب ندارد.
ولى كوفيّون مىگويند براى ضمير فصل محلّ از اعراب مىباشد سپس بايد بگوئيم:
كسائى كه از علماء كوفه است مىگويد محلّ آن بحسب ما بعدش مىباشد.
و فرّاء معتقد است كه اعراب آن بحسب ما قبلش مىباشد.
بنابراين اگر بين مبتداء و خبر قرار گيرد محلّش رفع بوده و در صورتيكه ميان دو معمول « ظنّ » واقع شود نصب مىباشد و اگر بين دو معمول « كان » قرار گرفت از نظر فرّاء محلّش رفع و بعقيده كسائى نصب مىباشد چنانچه اگر بين دو معمول « انّ » بيايد امر بالعكس است يعنى از نظر فرّاء محلّش نصب بوده و بعقيده كسائى رفع است.
شرح
قوله: فى محلّه: يعنى محلّ ضمير فصل.
قوله: انّه لا محلّ له: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » بوده و ضمير در « له » به ضمير فصل برمىگردد.
قوله: قال اكثرهم: يعنى اكثر علماء بصره.
قوله: انّه حرف: ضمير در « انّه » به ضمير فصل برمىگردد.
قوله: و قال الخليل: يعنى خليل كه از علماء بصره است.
قوله: و نظيره: يعنى و نظير ضمير فصل.
قوله: على هذا القول: يعنى قول خليل.
قوله: فيمن يراها غير معمولة: ضمير منصوبى در « يراها » به اسماء افعال